هفته بازآمد و خبر داد كه ايشان اضعاف لشكر مغولاند همه مردان نقار « 1 » و كارزار چون لشكرها به يكديگر نزديك رسيدند باتو بر پشتهء رفت و يك شبانروز « 2 » با كس سخن نگفت و تضرّع و زارى مىكرد و مسلمانان را بفرمود تا ايشان نيز باتّفاق جمع شدند و دعاها گفتند و روز ديگر ساز جنگ كردند و آبى بزرگ در ميان بود شبانه لشكرى « 3 » بفرستاد و ازين جانب « 4 » لشكر باتو برآب عبره كردند و شيبقان « 5 » برادر باتو بنفس خويش در ميان حرب آمد و حملهاى متواتر كرد و لشكر خصم چون قوىّ بودند از جاى نجنبيدند و آن لشكر از پس ايشان درآمد شيبقان « 6 » با تمامت لشكر بيكبار حمله كردند و روى بر سراپردهء ايشان « 7 » نهادند و بشمشير طنابهاى خيمه « 8 » پاره كردند چون سراپردها انداختند لشكر كلار دلشكسته شد و منهزم گشت و از آن لشكر بيش « 9 » كس نجست و آن ولايتها نيز مستخلص گشت و از جمله كارهاى عظيم و جنگهاى سخت يكى اين بود ،
ذكر جغتاى ،
جغتاى خانى بود با تهوّر و غلبه و سياست و خشونت چون بلاد ما وراء النّهر و تركستان مستخلص گشت محطّ رحال او « 10 » و اولاد و لشكر او از سمرقند تا كنار بيش باليغ بود مواضعى نزه رايق منزلگاه ملوك را لايق مربع « 11 » و مصيف آن الماليغ و قوناس « 12 » بود كه در بهار و تابستان با
هامش
( 1 ) آ : بقار ؟ ؟ ؟ ، ب : بفار ؟ ؟ ؟ ، د : جنگ ،
( 2 ) د ه : شبانهروز ، آ : شباروز ،
( 3 ) ب ج : لشكر ،
( 4 ) آ ج : و درين حالت ،
( 5 ) آ : سيقان ؟ ؟ ؟ ، ب :
سيبقان ، ج : سيفان ، د : سينفان ، ه : شيبان ،
( 6 ) آ : سينعان ، ب :
سسقان ؟ ؟ ؟ ، ج : سيفان ، د : سينفان ، ه : شيبان ،
( 7 ) آ ب د : او ،
( 8 ) ج ه : آن ، ب د : او ،
( 9 ) ج : بيست ، ه : پس ،
( 10 ) فقط در ب بخطّ جديد ،
( 11 ) ج د ه : مرتع ،
( 12 ) كذا فى ب ، آ : قوناس ؟ ؟ ؟ ، ج :
فرناس ؟ ؟ ؟ ، د : قوتاق ، - رجوع كنيد بص 21 حاشيهء 3 ،