تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بستان ارم مشابهت داشتى و گوهاى « 1 » بزرگ كه ايشان كول « 2 » خوانند جهت اجتماع مرغان آبى در حدود او ساخته و ديهى نيز بنا فرمود نام آن قتلغ « 3 » پاييز و زمستان در مراوريل ؟ ؟ ؟ ايلا « 4 » روزگار گذرانيدى و از ابتدا تا انتها [ ى ] « 5 » مراحل انبارهاى اطعمه و اشربه ترتيب داده و او دايما بتماشا و عشرت و معاشرت با پرىچهرگان خوش‌طلعت اشتغال داشتى « 6 » و حشم او از بيم ياسا و سياست او چنان مضبوط بودى كه كسى « 7 » در عهد او چندانك « 8 » در جوار لشكر او بودى هيچ راه گذرى را بطلايه و پاس احتياج نيفتادى و چنانك در مبالغت گويند طشت زر بر سر نهاده عورتى را تنها بيم و ترس نبودى ، و ياساهاى باريك كه بر امثال مردم تازيك تكليف مالايطاق بودى دادى مثل آنك گوشت بسمل نكنند « 9 » و بروز در آب روان ننشينند و نظراى اين « 10 » و ياساى گوسفند از مذبح شرعى ناكشتن به همه ممالك بفرستادند و در خراسان مدّتى گوسفند را كسى ظاهرا نكشت و مسلمانان را براكل مردار تكليف مىنمودند ، و چون حالت « 11 » قاآن واقع شد حضرت او مرجع خلايق شد و از دور و نزديك متوجّه خدمت او شدند مدّتى تمادى نگرفت « 12 » تا مرضى صعب ظاهر شد چنانك علّت بر مداوا غالب آمد و وزير او از اتراك هجير نام شخصى بود كه در آخر عهد او فرا خاسته بود و كارهاى ملك فرا پيش گرفته در علّت مرض او با طبيب مجد الدّين در معالجت مبالغت مىكرد و اشفاق و
هامش
( 1 ) كذا فى آ ب ، ج د ه : كوههاى ، ( 2 ) د : كوك ، ( 3 ) كذا فى ه ، ا : فبلع ؟ ؟ ؟ ، ج : فليغ ؟ ؟ ؟ ، ب : قيلع ؟ ؟ ؟ نام ، د : قيلع ، ( 4 ) كذا فى آ ( ؟ ) ، ب : در در مرواريكلايلا ؟ ؟ ؟ ( كذا بتكرار « در » ) ، ج : در مراوريك ايلا ، د : در مرورنك ايلا ، ه : در فراورنك ، ( 5 ) ب بخطّ جديد افزوده : در جميع ، ( 6 ) ه مىافزايد :پرىچهرگان پيش خسرو بپاى * * سر زلفشان بر سمن مشكساى ،( 7 ) در ب اين كلمه را تراشيده‌اند ، ( 8 ) ب افزوده بخطّ جديد : كسى ، ( 9 ) ب ه : نكشند ، آ : بكسند ؟ ؟ ؟ ، ( 10 ) آ : و بطواى ؟ ؟ ؟ ايين ؟ ؟ ؟ ، ج : و بطوى آيين ، د : و نظير اين ، ( 11 ) يعنى وفات ، ( 12 ) آ ب : نگرفت ؟ ؟ ؟ ، ه : گرفت ،