تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
مكس « 1 » كه خلق آن بعدد مور و ملخ بود و جوانب بغياض و بيشه ملتّف بود چنانك مار را از ميان گذر نبود باتّفاق پادشاه‌زادگان بر جانبهاى آن بايستادند و بابتدا از هر سويى در پهناى آنك سچهار گردون بر مقابل يكديگر روان شود راه ساختند و مجانيق بربارهء « 2 » آن نهادند در مدّت چند روز در آن شهر جز هم « 3 » نام آن نگذاشتند و غنايم بسيار يافتند و فرمان رسانيدند تا گوشهاى راست مردم باز كردند دويست و هفتاد هزارگوش در شمار آمد و از آنجا پادشاه‌زادگان عزم مراجعت كردند ،

ذكر خيل كلار « 4 » و « 5 » باشغرد « 6 » ،

چون روس و قفچاق و آلان « 7 » نيز نيست گشتند و كلار « 8 » و « 9 » باشغرد « 10 » بر ملّت نصارى اقوام بسيار بودند و ايشان را ميگويند متّصل فرنگ‌اند باتو عزيمت استيصال ايشان مقرّر كرد و بر آن نيّت لشكرها ترتيب داد چون سال نو شد روان گشت و آن جماعت بكثرت عدد و شوكت بأس و محكمى آلت مغرور بودند چون آوازهء حركت باتو بشنيدند ايشان نيز در حركت آمدند با چهارصد هزار سوار كه هريك در جنگ نامدار بودند و گريز را عار دانند « 11 » باتو برادر خود شيبقان « 12 » را با ده هزار « 13 » مرد بر سبيل يزك و طلايه در مقدّمه بفرستاد تا عدد ايشان ببيند و از حدّ شوكت و قوّت ايشان خبرى فرستند به حكم فرمان رفت و بعد از يك
هامش
( 1 ) ه : ملس ، ( 2 ) ه : بارورى ، ( 3 ) ه : ندارد ، ( 4 ) ه : كلارد ، ( 5 ) ا ب ج واو را ندارد ، ( 6 ) آ : باشغرد ، ج : باسعرد ، ه : باشعر ، ( 7 ) ه : الانان ، ( 8 ) ه : كلارد ، ( 9 ) ج واو را ندارد ، ( 10 ) آ : باشعرد ، ج : باسعرد ، ( 11 ) ج : دانستند ، د : دارند ، ( 12 ) آ : سسقان ؟ ؟ ؟ ، ب : سسقان ؟ ؟ ؟ ، ج : سيفان ، ه : شيبان ( كه آن نيز صحيح و هيأتى ديگر از شيبقان است ، رجوع كنيد بص 144 حاشيهء 6 ) ، د ندارد ، ( 13 ) ج : دو هزار ،