تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و هركس به خدمت او رسيدى بىمقصود مراجعت ننمودى « 1 » ، و چون كيوك خان بخانى بنشست « 2 » باتو برحسب استدعا و اقتراح او در حركت آمد چون بالاقماق « 3 » رسيد حالت « 4 » كيوك خان ظاهر شد هم آنجا توقّف كرد و از جوانب پادشاه‌زادگان به خدمت او رسيدند و كار خانيّت بر منكو قاآن مقرّر كرد و شرح آن در ذكر منكو قاآن مثبت خواهد شد و از آنجا بازگشت و بأردوى خويش آمد و برقرار به كار عيش و تماشا مشغول بود و بوقت ترتيب لشكر برحسب اقتضاى وقت از اقربا و انساب و امرا لشكرها مىفرستاد تا چون در شهور سنهء ثلاث و خمسين و ستّماية « 5 » منكو قاآن قوريلتاى ديگر فرمود سرتاق « 6 » را به خدمت منكو قاآن فرستاد و سرتاق « 6 » متقلّد مذهب نصارى بود هنوز سرتاق « 6 » نرسيده بود كه فرمان حقّ در رسيد و حالت ناگزير « 7 » واقع شد در شهور سنهء « 8 » و سرتاق چون « 9 » به خدمت منكو قاآن رسيد مورد او را بأعزاز و اكرام تلقّى فرمود و بأنواع عواطف از ابنا و اكفا مخصوص گردانيد و با چندان مال و نعمت كه لايق چنان پادشاهى باشد او را بازگردانيد هنوز بأردوى خود نارسيده چون بموضع « 10 » رسيد او نيز بر عقب پدر خود روان شد منكو قاآن اميران را فرستاد و استمالت جانب خواتين و برادران او فرمود و اشارت راند كه براقچين « 11 » خاتون كه بزرگتر خواتين باتو است تنفيذ احكام مىكند و پسر سرتاق اولاغچى « 12 » را تربيت مىكند چندانك بزرگ شود و قايم مقام پدر گردد چون قضا نخواسته بود اولاغچى « 12 » نيز گذشته شد همين سال ،
هامش
( 1 ) د از اينجا تا آخر اين فصل را ندارد ، ( 2 ) آ افزوده : و ، ( 3 ) ب : بالامماق ، ( 4 ) يعنى وفات ، در اين كتاب مكرّر كلمهء « حالت » بمعنى وفات و مرگ استعمال شده است ، ( 5 ) ه ( برقم ) : سنه 652 ، ( 6 ) ب ج : سرباق ، - سرتاق از پسران باتو است ، ( 7 ) يعنى وفات باتو ، ( 8 ) بياض در آ ب ، ج ه بدون بياض ، ( 9 ) فقط در ب ه ، ( 10 ) بياض در آ ب ه ، ج بدون بياض ، ( 11 ) آ : براقحين ، ب : برافحين ؟ ؟ ؟ ، ه : براقچين ، ( 12 ) آ : اولاعجى ، ه : اولاعچى ، ج : اولاغى ،