تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
الوكهاى خشم‌آميز فرستاد سبب شكايتى كه سيرامون « 1 » پسر جورماغون « 2 » ازيشان گفت ، و ايلچيان الموت را بأذلال و اهانت بازگردانيد « 3 » و جواب تذكرهء را كه آورده بودند فراخور آن بخشونت تمام جواب نوشتند ، و چون از مهمّات امور و معظمات كارها فراغتى روى نمود بعد از اجازت و تقديم مراسم خدمت پادشاه‌زادگان بر عزيمت مراجعت بازگشتند و از فرموده و گفتهء كيوك خان به ترتيب فرستادن لشكرها و نامزد كردن امرا مشغول گشتند ، و آوازهء جلوس او در عالم منتشر گشت و خشونت و هيبت سياست او چون مشهور بود پيش از آنك لشكرها بمخالفان رسد از خوف و هراس و ترس باس « 4 » او در هردلى لشكرى بود و در هر سينهء صفدرى
بپيش خصم تو سهم تو لشكرى جرّار * * بگرد لشكر تو هيبت تو حصن حصين
و هريك از طرف‌نشينان كه آوازهء او مىشنيد از خوف صولت و بيم سطوت او يبتغى « 5 » نفقا فى الأرض او سلما فى السّماء
نبينم همىدشمنى در جهان * * نه بر آشكارا نه اندر نهان كه نام تو يابد نه پيچان شود * * چه پيچان همانا كه بيجان شود
و اركان حضرت و مقرّبان و خواصّ او را مجال آن نبود كه قدم تقديم « 6 » برگيرند و محلّ آن نه كه پيش از آنك در سخن شروعى پيوندد مصلحتى را بموقف عرض رسانند و آيندگان دور و نزديك قدم از مرابط خيول به مقدار شبرى فراتر نهند مگر آنكس كه روز اوّل تكشميشى « 7 » كردى و هم از بيرون بازگشتى ، و قداق « 8 » از عهد صبى باز چون ملازم خدمت او بودست در مقام اتابكى چون ملّت عيسوى داشت طبيعت او هم بر آن منطبع « 9 » گشته
هامش
( 1 ) د : شيرامون ، ب : سيرامون ؟ ؟ ؟ ، ( 2 ) ج : جرماغون ، ب : حرماغون ، د : حورباعون ، ( 3 ) ب : بازگردانيدند ، ( 4 ) ب ج د ه : و باس ، ( 5 ) در قرآن ( 6 : 35 ) تبتغى است ولى مناسب مقام يبتغى ، ( 6 ) آ : بقدم ؟ ؟ ؟ ، ب د : تقديم ، ه : از قدم ، ( 7 ) ه : تيكاشميشى ، ( 8 ) ب : فداق ؟ ؟ ؟ ، ( 9 ) آ : منقطع ، ه : مطيع ،