تقرير كرد و بازوى او را در امور قوىّ گردانيد ، و بعد از قاآن هركس از پادشاهزادگان اقدامى نموده بودند و هركس از بزرگان بيكى توسّل جسته و بر ملك براتها نوشته بودند و پايزه داده بازخواست آن مىفرمود و چون خارج ياسا و آذين ايشان بود خجالت مىيافتند و از تشوير سردر پيش افكنده داشتند و پايزه و يرليغ هركس كه بود بازمىستدند و در پيش هريك مىنهادند كه
اقْرَأْ كِتابَكَ ،
بيكى « 1 » و پسران او سرافراز بودند و هيچكس يك خطّ ايشان بر خلاف ياسا نمىتوانست نمود كيوك خان در هر سخنى مثل بديشان « 2 » مىآورد و رعايت ايشان ياساها را بر ديگران استخفاف مىكرد و بريشان ثنا و آفرين ، و ياسا داد كه چنانك بوقت جلوس قاآن ياساهاى پدر را برقرار مقرّر داشت و به احكام آن تغيير و تبديل راه يافت ياسا و احكام پدر او نيز از عوارض زيادت و نقصان مصون باشد و از فساد تحويل مسلّم و هر يرليغ كه بالتمغاى مبارك موشّح باشد بىآنك بر راى پادشاه عرضه دهند بتجديد « 3 » امضا نويسند « 3 » ، و بعد از تقديم اين مصالح در كار لشكر و فرستادن آن باكناف جهان مشورت كردند چون معلوم شد كه از اقليم ختاى منزى « 4 » كه اقصاى ختاى است از طاعت منزّهاند و از ايلى بر كرانه سبتاى « 5 » بهادر و جغان « 6 » نوين را بدان حدّ نامزد كرد با لشكرى گران و سپاهى فراوان ، و بجانب تنكت « 7 » و سلنكاى « 8 » همچنين ، و به طرف مغرب ايلچيكتاى « 9 » و لشكر بسيار نامزد ، و امر فرمود تا از
هامش
( 1 ) يعنى سرقويتى بيكى مادر منكوقاآن و هولاكو خان و قوبلاى قاآن و اريق بوكا ،
( 2 ) د : بسرقوتى و پسران او ،
( 3 - 3 ) ه : امضاء آن نويسند ، ج : امضا ننويسند ،
( 4 ) آ : منرنى ؟ ؟ ؟ ، ب : نواحى منرلى ؟ ؟ ؟ ، ج : منرى ، ه : نواحى منزى ، د ندارد ، - منزى عبارت است از چين جنوبى ، رجوع كنيد بص 186 ،
( 5 ) ب ج ه : سنتاى ، آ :
سنتاى ، د ندارد ،
( 6 ) ب : حغان ، ج : جيغتاى ، د ندارد ،
( 7 ) آ : تنكت ؟ ؟ ؟ ، ج : سكوت ؟ ؟ ؟ ، ه : شكوت ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،
( 8 ) آ : سلكاى ؟ ؟ ؟ ، ب : سلنكاء ، د ندارد ،
( 9 ) آ : ايلحيكاى ؟ ؟ ؟ ، ه : ايلچت ؟ ؟ ؟ كتاى ، ب : ايلجيكاى ؟ ؟ ؟ ، ج : ايلچيان ، د ندارد ،