تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
موعود فرارسيد و چندان مهلت نداد كه قدم از آن مقام فراتر نهد ، از بلعجب « 1 » بازى فلك جافى « 2 » اى بسا اميدها كه وافى نشد ، « 3 » نه سطوت و صولت مانع آمد و نه لشكر و عدّت وازع « 4 » توانست گشت ، و عجب‌تر آنك چندانك مشاهده مىرود و امثال اين معاينه هيچ‌گونه تنبيهى حاصل نيست بلك شره و حرص هر روز در زيادت است و غلبهء نهمت « 5 » هر ساعت استيلا بيشتر دارد و پند اين گوياى نه بزفان مانع نه و نصيحت او را در گوش عقل قبول رادع نه ،
جهان هزمان « 6 » همىگويد « 7 » كه دل در من نبندى به * تو خود مىپند ننيوشى ازين گوياى ناگويا چه جوئى مهر بدمهرى كزو بىجان شد اسكندر * چه بازى عشق با يارى كزو بىملك شد دارا « 8 » نمىبينى تو هر ساعت كزين سيماب‌گون خيمه « 9 » * چه بازيها برون آرد همى اين پير خوش‌سيما

ذكر احوال اغول غايمش « 10 » خاتون « 11 » و پسران او ، « 12 »

چون كيوك خان را حالتى كه ناگزير مخلوقان است پيش‌آمد و « 13 » چنانك رسم و معهود ايشانست كه بهروقت كه پادشاه را حادثهء افتد راهها بسته شود بسته شد « 14 » و ياسا رفت كه هركس بموضعى كه رسيده
هامش
( 1 ) ب ج ه : بو العجب ، ( 2 ) آ ب د : حافى ، ( 3 ) آ ب : شد ، ( 4 ) آ : نازع ، ب د : فارغ ، ( 5 ) ب : تهمت ، آ : تهمت ؟ ؟ ؟ ، ( 6 ) ج : هر دم ، ( 7 ) ه : جهانت هر زمان گويد ، ( 8 ) آ اين بيت را ندارد ، ( 9 ) د ه : پرده ، ( 10 ) د : غاتمش ، ( 11 ) آ اين كلمه را ندارد ، - اغول غايمش زوجهء كيوك خان بن اوكتاى قاآن بن چنگيز خان و مادر دو پسر او خواجه و ناقو بوده ( جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 228 ) ، ( 12 ) ج ( بجاى اين عنوان ) : ذكر احوال سرقويتى بيكى و قداق پس از كيوك خان ، ( 13 ) ب ه واو را ندارد ، ( 14 ) ج د اين دو كلمه را ندارد ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 216 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى