تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و بنين و بنات ثياب مرواريد ريز كه از عزّت بريق و تلألؤ لآلى آن انجم ليالى ميخواستند كه پيش از هنگام انتثار « 1 » از غيرت منتثر « 2 » گردند پوشيده بودند و در شرب عشرت بأقداح لهو يازيدند و قدم طرب در ميدان تماشا نهادند و چشم را باستماع غوانى و گوش را باستماع اغانى بهره‌مند « 3 » كردند و دل خود از تواتر لذّات و شادمانى « 4 » ارجمند بود ع ، در سر خمار باده و در دست زلف يار « 4 » ، آن روز برين نمط به آخر كشيد و برين نسق تا هفت روز از شام تا فلق و از بام تا شفق بمعاطات « 5 » كؤوس مدام و معانات « 6 » پرىچهرگان خوش‌اندام
و نغمة شادن توحى يداه * * الى الأوتار آيات اشتياق
اشتغال داشتند ، چون از كار جشنها فارغ شدند ابواب خزاين قديم و حديث فرمود تا گشاده كردند و اجناس جواهر و نقود و اثواب آماده و مصلحت آن مهمّ و تقسيم آن برأى و صواب ديد سرقويتى « 7 » بيكى كه حاكم‌ترين آن قوريلتاى بود مفوّض كرد ، اوّل نصيب پادشاه‌زادگان كه از نسل و تبار پادشاه جهانگير چنگز خان از مرد و زن حاضر بودند بدادند و هركس را كه در خدمت و مصاحبت ايشان بود از شريف تا وضيع و مسنّ و رضيع همچنين ، و به ترتيب نوينان و امراء تومان و هزار و صد و ده را « 8 » بشمار و اعوان و انصار هريك را و سلاطين و ملوك و كتّاب و ارباب اعمال و متعلّقان ايشان را برين منوال ، و كاينا من كان هركس ديگر را كه حاضر بودند بىنصيب نگذاشتند بلك هريك فراخور خود حظّى شامل و بهرهء كامل يافتند ، و بعد از كفايت آن مصلحت مهمّات
هامش
( 1 ) آ : استشار ، ه : انتشار ، د ندارد ، ( 2 ) آ : منتشر ؟ ؟ ؟ ، ه : منتشر ، د ندارد ، ( 3 ) ب ج : بهرمند ، ( 4 - 4 ) اين جمله در همه نسخ مضطرب و تقريبا غير مفهوم است و متن از روى نسخهء د تصحيح شده ، آ : نه ارجمند بود در خمر باده ، ب ه : نه ارجمند بود در سر خمار باده ، ج : نه ارجمند بود در خمر باده ، ( 5 ) آ ب ج ه : بمطالعات ، ( 6 ) آ : مغانات ؟ ؟ ؟ ، ج : مغانات ، ه : مقامات ، ( 7 ) آ ب : سرقوسى ؟ ؟ ؟ ، ج : سرقوئى ؟ ؟ ؟ د : سرقويى ؟ ؟ ؟ ، ه : سرقوثى ؟ ؟ ؟ ، ( 8 ) ج د ه : هزاره و صده و دهه را ،