پادشاهزادگان جمع آمدند و كلاهها برداشتند و كمر بازگشادند و يكى دست « 1 » و ديگرى هردو « 2 » بگرفتند و او را بر تخت حكم بر بالش پادشاهى نشاندند و كاسه گرفتند و خلايق كه حاضر بودند اندرون و بيرون بارگاه سه نوبت « 3 » زانو زدند و او را كيوك خان نام نهادند و بر عادت خود خطها بدادند كه سخن او را و فرمان او را تغيير نكنند و دعاها گفتند و بعد از آن بر عقب آن بيرون بارگاه آمدند و سه نوبت آفتاب را زانو زدند و چون باز « 4 » بر سرير عزّ آرام گرفت و « 5 » پادشاهزادگان در يمين و خواتين بر يسار از غايت لطافت هريك چون درّ ثمين بر كرسيها نشستند و در موضع سقاة هر خوش پسرى ظريفمنظرى بنفشهعذارى گلرخسارى غاليهجعدى سروقدّى شكوفهدهانى لؤلؤ « 6 » دندانى خجستهلقائى ،
فلو انّه فى عهد يوسف قطّعت * * قلوب رجال لا اكفّ نساء
شاهدانى كه اگر روى نكوشان بينند * * زاهدان هم بتبرّك ببر اندر گيرند
كمر بر ميان بسته و برگشاد « 7 » اين روز كاسات « 8 » قميز و انواع نبيذ و مى بر تواتر و توالى پياپى كرده ،
اذا رقص الحباب بحافتيها * * رأيت الدّرّ فى حمر الحقاق
زهرهء زهرا بمطالعهء آن مجلس با نوا بر سقف گنبد خضرا نظارهگر گشته و ماه و مشترى در غيرت پرىوشان آفتابپيكران سوكوار در ميان خاكستر نشسته و مغنّيان در حضرت خسرو جهان باربدوار لب بنوا گشاده و حاضران ديگر از هيبت و سياست زفان بسته تا نيمشب برين منوال
هامش
( 1 ) بياض در آ ب ، ج : كيوك خان ، ه : نيسو ( يعنى ييسو ) ، د بدون بياض ، - و در جامع التّواريخ اصلا اين فقره را ندارد ،
( 2 ) يعنى هردو بن توشى بن چنگيز خان ، رجوع كنيد بص 144 ،
( 3 ) د : نه نوبت ، ب : بنوبت ،
( 4 ) ج افزوده : كيوك خان ،
( 5 ) ه واو را ندارد ،
( 6 ) كذا فى ب د ، آ : كويك ؟ ؟ ؟ ( ؟ ) ، ج : كوكب ، ه اين كلمه را ندارد ،
( 7 ) آ : كساد ، ج كشاده ، ه : و دست بركشاده ،
( 8 ) ب : روزكارشار ، ج : از روزكار كاسات ، ه : اين روزكار كاسات ،