هزار خرگاه جهت ايشان معدّ كرده بودند و تجّار با نفايس و طرايفى كه در مشرق و مغرب مىخيزد ، چون چنين جمعيّتى كه كس مشاهده نكرده بود و در تواريخ نيز مثل آن مطالعت نيفتاده مجتمع شد و از كثرت خلايق بيابان فراختنگ گشت و در جوار اردو موضع نزول نماند و مربع « 1 » حلول متعذّر شد ،
ز بس خيمه و مرد و پردهسراى * * نماند ايچ « 2 » بر دشت همواره جاى
و مأكول و مشروب غلايى تمام گرفت و محمول و مركوب را علف نماند مقدّمان پادشاهزادگان در تقليد امور خانيّت و تفويض مقاليد مملكت بيكى از اولاد قاآن متفّق اللّفظ و الكلمه شدند كوتان « 3 » در آن هوس بود بعلّت آنكه جدّ او به دو اشارتى كردست و قومى بر آن بودند كه سيرامون « 4 » را چون سنّ امتداد گيرد مستعدّ تقلّد امور ملك تواند بود و از ميان فرزندان كيوك بغلبه و شطط و اقتحام و تسلّط معروف و مشهور بود و برادر بزرگتر و ممارست صعاب امور بيشتر كرده و سرّا و ضرّا مشاهده نموده كوتان اندكى معلول و سيرامون « 5 » طفل و توراكينا خاتون بجانب كيوك راغب و بيكى « 6 » و پسران او در آن مصلحت با او متفّق و بيشتر نوينان و معتبران با ايشان درين باب منطبق بخانى بر كيوك و جلوس او در دست ملك يك زبان شدند و كيوك چنانك رسم باشد ابائى مىنمود و با اين و با آن حوالت مىكرد تا عاقبت كار به اختيار عملهء علم قام « 7 » آن روز « 8 » تمامت
هامش
( 1 ) ج د ه : مرتع ، آ : مرتع ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) د ه : آنچه ، ج : انج ؟ ؟ ؟ ، ا : ابح ؟ ؟ ؟ ،
( 3 ) پسر دوّم اوكتاى قاآن بن چنگيز خان است ( جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 5 - 6 ) ،
( 4 ) پسر كوچو بن اوكتاى قاآن است ، وليعهد اوكتاى قاآن پسر سوّم او كوچو بود و او هم در حيات پدر نماند لهذا اوكتاى پسر وى شيرامون را كه نوادهء خودش باشد وليعهد خويش گردانيد ( جامع التّواريخ ايضا ، ص 6 ، 134 ، 136 ) ، - د : شيرامون ، ب : سيرامون ؟ ؟ ؟ ،
( 5 ) د : شيرامون ، ب : سرامون ،
( 6 ) يعنى سرقويتى بيكى مادر منكو قاآن ، رجوع كنيد بص 204 حاشيهء 3 ، - آ : بيكى ، ب : بيكى ؟ ؟ ؟ ، ج د اين كلمه را ندارد ،
( 7 ) ج : قاماآن ،
( 8 ) ب بخطّ جديد : روزى كه معيّن شده بود ،