عادت را در كار ملك مداخلتى نمىپيوست و مجاذبتى نمىجست ، و چون ايلچيان باقاصى و ادانى عالم باستدعاى پادشاهزادگان و نوينان و استحضار سلاطين و ملوك و كتّاب روان شده بود هركس از مساكن و اوطان انقياد فرمان را در حركت آمدند ، و چون روزگار از قدوم ايّام بهار قدم حسن برفرق انجم مىنهاد و قلم نسيان در بستان ارم مىكشيد و زمين از ورود « 1 » فروردين و وفود امداد رياحين از الوان گلها كلّها بر كلّه داشت و فصل ربيع بشكر فضل بديع از شكوفه همه تن دهان و از سوسن جمله اعضا زبان ساخته بود و مطوّقات با فاختگان عشقبازيها باخته و بلبلان خوش نوا با چكاوك در هوا اين غزل ساخته كه
خيل بهار خيمه بصحرا برون زدست * * واجب كند كه خيمه بصحرا برون زنى
از بامداد تا بشبنگاه « 2 » مىخورى * * وز شامگاه تا بسحرگاه گل چنى
پادشاهزادگان هريك با خيل و خدم و لشكر و حشم خود در رسيدند چشم آدمىزاد از ترتيب ايشان خيره بود و چشمهء عيش مخالفان از موافقت هريك تيره سرقويتى « 3 » بيكى و فرزندان او با اهبتى و عدّتى كه ما لا عين رأت و لا اذن سمعت بابتدا در رسيدند ، و از طرف مشرق كوتان « 4 » با اولاد خود و اوتكين « 5 » و فرزندان و ايلچتاى « 6 » و اعمام و عمّزادگان ديگر كه در آن حدود مقيم مىباشند ، و از اردوى جغتاى قرا « 7 » و ييسو « 8 »
هامش
( 1 ) آ د : ورد ، ج : فرّ ،
( 2 ) ج د ه : بشبانگاه ،
( 3 ) آ ممكن است كه « سرقويتى » يا « سرقوتى » هردو خوانده شود ، ب : سرقويدى ؟ ؟ ؟ ، د : سرقوتى ، ه :
سرقوشى ، ج : سرقوئى ، - وى زوجهء تولوى خان و مادر منكو قاآن و قوبيلاى قاآن و هولاكو خان و اريق بوكا است ،
( 4 ) ب : كوبان ؟ ؟ ؟ ،
( 5 ) ب :
اوتكين ؟ ؟ ؟ ، رجوع كنيد بص 145 ،
( 6 ) آ : ايلحتاى ، ب : الحنا ؟ ؟ ؟ ، ه : اولجتاى ، ج :
ايلختاى ، د : از خطا ، - رجوع كنيد بص 145 ،
( 7 ) همان قرا اغول سابق الذّكر است ، رجوع كنيد بص 198 ،
( 8 ) پسر پنجم جغتاى بن چنگيز خان است و نام او در ورق 136 ييسو منكو برده شده و در جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 175 ييسو مونككا ، - آ : تيسو فى اغلب المواضع ، ب ج : ننسو ؟ ؟ ؟ ، ه : پيسوا ، د : پيشور ؟ ؟ ؟ ،