خويش كه در حدود ايميل « 1 » بود بپسر خود كيوك فرمود و اقامت و مقرّ سرير مملكت را در حدّ آب « 2 » ارقون « 3 » و كوههاى قراقورم اختيار كرد و در آن موضع شهرى و ديهى نبودست مگر رسم ديوارى كه « 4 » آن اردو باليغ بودست ، وقت جلوس او در ظاهر رسم حصار سنگى يافتند مسطور و مخبر از آنك واضع آن بوقو « 5 » خان بودست و بشرح آن حال در ذكر بلاد ايغور مسطورست آن را مآوو باليغ « 6 » نام نهادند و بر بالاى آن فرمود تا شهرى بنا نهادند و اردو باليغ نام كردند امّا معروف به شهر قراقورم است و از ختاى از هر نوع محترفه آوردند و از بلاد اسلام « 7 » همچنان « 8 » صنّاع « 9 » و زراعت آغاز نهاد « 10 » و سبب فيضان مواهب و كثرت رغايب « 11 » او از جوانب متوجّه آن شدند و باندك روزگار شهرى شد و جهت او بر بالاى آن بناى باغى كردند دروازهء آن يكى ممرّ خاصّ پادشاه جهاندار و ديگرى موسوم به اولاد و اقربا و ديگرى معيّن جهت خواتين و چهارم دخول و خروج عوامّ را و در ميان آن كوشكى صنّاع ختاى برافراشتند و طرف آن به همان جنس ابواب و تخت را بسه پايه يكى خاصّ « 12 » و ديگرى خاتون او سيّم جهت سقاة و خوانسالاران و بر يمين و يسار خانها موسوم ببرادران و پسران و طرقاقان « 13 » و آن را بنقوش بنگاشتند و در موضع سقاة خمها « 14 » كه از غايت ثقل نقل آن ممكن نباشد بنهادند و مناسب آن آلات ديگر و
هامش
( 1 ) آ : ايميل ، د : ايمل ؟ ؟ ؟ ، ه : ايمل ، ب : ايمل ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) آ : حدّات ، د : جنداب ،
( 3 ) د : ارغون ، ج : ارقور ،
( 4 ) ب د ه مىافزايد : نام ،
( 5 ) ب ج : نوكر ؟ ؟ ؟ ، د ه : نوكر ،
( 6 ) كذا فى ا ، ج : ماوو باليغ ، ب : ماوو باليق ، د : ماو ناليق ، ه : مارو باليق ،
( 7 ) ب بخطّ جديد افزوده : دهاقين و ارباب زراعت ،
( 8 ) آ : همچنانك ، ب بتصحيح جديد : چنانك ، ج : همچنين و ،
( 9 ) آ ب ج :
ضياع ، ه افروده : و محترفه ،
( 10 ) ج د ه : نهادند ،
( 11 ) ب د ه : رعايت ،
( 12 ) ب بخطّ جديد افزوده : او ،
( 13 ) يعنى مستحفظان و نگاهبانان رجوع كنيد بص 182 ، - آ : طرقاقان ؟ ؟ ؟ ، ب : طرقاقان ؟ ؟ ؟ ، ه : ترقاقان ، د اين كلمه را ندارد ،
( 14 ) آ حيمها ، ج : خيمها ،