تحفها دو قرابه « 1 » مرواريد بود كه نزديك ايشان به حكم آنك كلّ حزب بما لديهم فرحون عظمتى داشت چون عرض آن كردند و قاآن دانست كه در نظر موصل مرواريد را وقعى است بفرمود تا صندوقى دراز آهنگ پر از دانهاى شاهوار حاضر كردند رسول و حاضران از آن مدهوش شدند قاآن بفرمود تا در آن جشن كاس شراب را كه مىگردانيدند پر از مرواريد مىكردند تا تمامت بر حاضران قسمت شد ،
چو قطره بر ژرف دريا برى * * بديوانگى ماند اين داورى
از آنچ واجب الوجود در نهاد او موجود گردانيده بود از حلم و عفو و داد و جود و تربيت دين معبود شمّهء تقرير داد تا معلوم شود كه در هر زمانى صاحب قرانى است چنانك در سوالف عهود حاتم و نوشروان و غير ايشان بودهاند و ذكر هريك تا منقرض زمان چون چشمهء خرشيد تابان خواهد بود و روايات و حكايات مذكور و مسطور ع ، و فى كلّ ما قرن سدوم و جندب ، « 2 » و اگر در آن باب استقصائى مىرفت با طناب مىانجاميد برين مقدار اختصار نمود و يك حكايت از قهر و صولت و سياست و هيبت او محرّر خواهد شد تا چنانك مقرّر شدست كه ايادى و نعماى او چگونه فايض بوده است انتقام و سطوت او چگونه رايض بوده ، « 3 »
له يوم بؤس فيه للنّاس ابؤس * * و يوم نعيم فيه للنّاس انعم
فيمطر يوم الجود من كفّه النّدى * * و يمطر يوم البأس من كفّه الدّم « 4 »
در قبيلهء « 5 » كه « 6 » امير « 7 » هزارى « 8 » بود از جمله اراجيفى مىافتد كه
هامش
( 1 ) آ : فرابه ،
( 2 ) مقصود از اين كلمه و ضبط آن معلوم نشد ، - ب : خدب ،
( 3 ) ج : رايض است ، د : قابض ، آ ب د كلمهء « بوده » را ندارد ،
( 4 ) للحسين ابن مطير الأسدى ( شرح الحماسة طبع بولاق ج 3 ص 2 ، ج 4 ص 72 ) ،
( 5 ) بياض در آ ب ، د : قبيلهء اويرات ، و همچنين در جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 84 ، ه بدون بياض است ،
( 6 ) د « كه » را ندارد ،
( 7 ) ه : اميرى ،
( 8 ) ج : هزاره ،