تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
گرفت و فرمود كه مسكين آنچ از بز بهتر بوده است جهت ما آورده است اشارت راند كه صد بالش و هزار سر گوسفند به دو دادند و فرمود كه چون اين بخرج رود باز با نزديك ما آيد تا ديگر فرمائيم ،
قد غدا سيبه رسيل الغوادى * * و رسول الأرزاق و الأقوات
ديگر شخصى او را صد پيكان استخوان آورد او را مثل آن بالش فرمود ، ديگر شيوهء او آن بودى كه از سالى سه ماه زمستان نشاط شكار كردى باقى نه ماه بعد از طعام نهارى بيرون بارگاه بر كرسى « 1 » نشستى و انواع اجناس كه در جهان موجود بودى جنس‌جنس خرمن‌خرمن انداخته بر مسلمان و مغول ايثار مىفرمودى و بر منتجعان و سؤّال مىريختندى و بسيار آن بودى كه هركس جثّتى و ضخامتى داشتى فرمودى كه ازين اجناس از هركدام كه اختيارست چندانك در حوصلهء باع او مىگنجد بردارد روزى شخصى برين جملت كه فرمود از جامهاى گرانمايه چندانك در آغوش چندكس گنجد برداشت بوقت مراجعت يك تا جامه در راه بيفتاد چون جامه را بجايگاه خود برد بطلب جامهء انداخته بازگشت قاآن فرمود كه قدم شخصى از بهريك جامه چگونه رنجه شود فرمود تا بار ديگر چندانك مىتواند بردارد ،
حاتم ار زنده شود جود كفت را بيند * هيچ شك نيست كه بر دست تو ايمان آرد
ديگر شخصى او را دويست چوب تازيانهء طبرخون آورد و در آن حدود بهيزمى « 2 » آن چوب را سوزند بهر عددى از آن او را بالشى دادند ،
فصار المجتدون اليه طرّا * * من الآفاق طامحة الهوادى و الفوا من يديه ما تمنّوا * * و بشّرهم نداه بالمعاد « 3 »
هامش
( 1 ) ه : كرسى زر ، ( 2 ) ب ه : بهيزم ، ج : بجاى هيزم ، ( 3 ) الهوادى الأعناق مفردها هادية و البيتان من قصيدة لأبى علىّ الفضل بن محمّد الطّرستى ذكرها الثّعالبى فى