تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ما بهر آنست تا خير و ميرى « 1 » يابند و در پناه ما نفعى گيرند و هر آينه آن جماعت را بر شما بيتكچيان خرجى « 2 » باشد قرض شماست كه مىگزارم تا از حضرت ما با خسران باز نگردند ،
و ما ثناك كلام النّاس عن كرم * * و من يسدّ طريق العارض الهطل « 3 »
ديگر جماعتى از هندوستان دو عدد دندان فيل آوردند فرمود كه ملتمس ايشان چيست گفتند كه پنج هزار بالش بىتردّد و تثبّت فرمود كه بدهند جماعت كفاة انكار بسيار نمودند كه بمحقّر چيزى چندين مال چون توان داد و ديگر آنك آن جماعت از بلاد ياغىاند فرمود كه هيچ‌كس با من ياغى نيست ،
يبالغ جاهدا فى الجود حتّى * * ينيل نوال كفّيه الأعادى
ديگر وقت آنك دماغ او از كاس مدام گرم گشته بود و وقت عيش او خوش شده شخصى او را كلاهى آورد بر شيوهء كلاه خراسان او را دويست بالش فرمود تا برات نوشتند « 4 » و التمغاى آن موقوف داشتند سبب آنك پنداشتند كه اين مقدار از فعل عقار باشد تا روز ديگر در همان وقت آن شخص باردو حاضر شد نظرش برو افتاد برات برو عرضه كردند فرمود تا بسيصد عدد كردند و برين نوع در توقّف بود و هر روز صد بالش زيادت مىكرد تا بششصد رسيد و « 5 » امرا و كتبه را جمع كردند و ازيشان سؤال فرمود كه هيچ چيز را درين عالم كون و فساد بقاى ابد ممكن خواهد بود يا نه باتّفاق گفتند ممكن نيست به صاحب يلواج « 6 » اشارت راند و فرمود كه اين سخن غلط است بل نام نيك و آوازه در جهان پايدار باشد روى بكتبه آورد و فرمود كه دشمن حقيقى من شمائيد « 7 » كه دلخواه شما آنست كه آثار نيك و خبر خير از من يادگار نماند ظنّ شما مگر
هامش
( 1 ) ب ج ه : مبرّتى ، ( 2 ) ج : قرضى ، ( 3 ) للمتنبّى ، ( 4 ) ب : نويسند ، و بخطّى الحاقى افزوده : نويسندگان اهمال كردند ، ( 5 ) د بجاى واو دارد : بفرمود تا ، ( 6 ) آ : يلواح ، ب : يلواج ؟ ؟ ؟ ، ه : بلواج ، ( 7 ) ب ج : شما ايد ، د : شماييد ، آ : شماييد ،