تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
ديگر ارتاقى « 1 » به حضرت او آمد و پانصد بالش سرمايه گرفت يكچندى برفت و بازآمد كه بالش نماند و عذرى نامسموع بگفت آن مبلغ فرمود تا بدادند يك سال ديگر بازآمد مفلس‌تر از آنچ در نوبت اوّل بود و بهانهء ديگر بياورد پانصد ديگر بدادند چون سيّم نوبت باز رسيد و « 2 » بيتكچيان « 3 » از عرض سخن او مىترسيدند « 4 » حال اتلاف و اسراف شخص بر بىگزاف « 5 » انها كردند كه در فلان « 6 » بلاد اين مالها تلف مىكند و مىخورد فرمود كه بالش چگونه توان خورد گفتند باوباش ميدهد و اندر اكل و شرب صرف مىكند قاآن فرمود كه چون عين بالش برقرار باشد و كسانى كه ازو مىستانند هم رعيّت مااند مال در دست است نه در پاى تفرقه افتاده هم چندانك بار اوّل داده‌اند بدهند و بگويند تا بعد ازين ترك اتلاف و اسراف گيرد ،
و بلوت حاليه معا فوجدته * * فى العود اكرم منه فى الأبداء 30
ديگر شهريست در اقليم ختاى كه آن را طامعو ؟ ؟ ؟ « 7 » خوانند اهالى آن عرضه داشتند كه ما را هشت هزار بالش قرض جمع شده است كه موجب تفرقهء ما خواهد بود و غرما مطالبهء آن مىنمايند اگر فرمان شود تا يكچندى غرما با ما مواسايى نمايند تا بتدريج بديشان رسانيم و بكلّى مستأصل و پراكنده نشويم پادشاه « 8 » فرمود اگر غرما را فرمائيم تا مسامحتى كنند ايشان را زيانى بسيار افتد و اگر همچنان بگذاريم رعايا را تشويش و آوارگى باشد فرمود تا منادى كردند و دور و نزديك را اعلام دادند تا هركس را كه بريشان
هامش
( 1 ) ج ه : اورتاقى ، - رجوع كنيد بص 165 حاشيهء 9 ، ( 2 ) ب د واو را ندارد ، ( 3 ) بيتكوجى و بيتيكوجى [ و ببتكچى و بيتيكچى ] كاتب و نويسنده و دبير را گويند ( قاموس پاوه دو كورتى ) ، ( 4 ) ج : مىپرسيدند ، ه : مىپرسيدند ، آ : مىپرسيدند ، ( 5 ) ب ج : بر گزاف ، ( 6 ) كلمهء « فلان » را فقط در آ دارد ، ( 7 ) ب ه : طامغو ؟ ؟ ؟ ، ج : طالمغو ، د : طانمغو ، مسيو بلوشه در جامع التّواريخ ص 66 « طايمنفو » تصحيح نموده است و اللّه اعلم بصحّته ، ( 8 ) آ مىافزايد : ممش ؟ ؟ ؟ ( ؟ ) ، ب مىافزايد : بنفس خود ( كلمهء خود الحاقى است و بنفس مصحّح است بخطّى جديد ) ،