كس مشاهده نكرده بود از پرده بيرون مىآوردند و از آنجملت يك نوع صور هر قومى بود در اثناى آن پيرى را با محاسن سپيد كشيده و دستارى در سر پيچيده در دنبال اسب بسته بر روى كشان بيرون آوردند پرسيد كه صورت كيست گفتند صورت مسلمانى ياغى است كه لشكرها ايشان را برين نمط از بلاد بيرون ميآرند فرمود كه كار لعب در توقّف دارند از خزانه انواع جواهرى كه در بلاد خراسان و عراقين از لآلى و لعل و فيروزه و غير آن « 1 » و همچنين نسيجها « 2 » و جامهاى زراندر زر « 3 » و اسبان تازى و سلاحها كه از بخارا و تبريز و آنچ از ختاى آرند از جامهاى فرودست به نسبت آن و اسبان خرد و آنچ از ولايت ختاى خيزد و « 4 » در مقابلهء يكديگر « 5 » بداشتند و تفاوت آن معلوم باشد كه چند بود و فرمود كه كمتر درويشى از مسلمانان چندين بردهء ختائى دارد و اميران بزرگ ختاى را يك مسلمان اسير نباشد و اين را موجب لطف آفريدگار تواند بود كه مرتبت و منزلت هر قومى مىداند و ياساى قديم چنگز خان نيز موافق است كه قصاص مسلمانى چهل « 6 » بالش باشد و ختائى را درازگوشى ، با چندين براهين و دلايل روشن چگونه ارباب اسلام را در معرض استخفاف توان آورد و اين گناه كه بر شما رفت واجب مىشد كه جزاى فعل خود بينيد امّا جان شما را ببخشيدم هم در حال حيات خود را غنيمت تمام شناسيد و از حضرت ما بازگرديد و بعد ازين پيرامن آن مگرديد ،
ديگر از طرف . . . « 7 » يكى ايلچى به خدمت او فرستاد و بايلى و مطاوعت او رغبت نمود و در ميان تحف لعلى ممسوح « 8 » كه او را از آباء و اجداد فتوح
هامش
( 1 ) كذا فى جميع النّسخ ، و عبارت قدرى ابتر است ،
( 2 ) ب ه : نسجها ، د ندارد ،
( 3 ) ه : زراندود ، د : زربفت ،
( 4 ) ه واو را ندارد ،
( 5 ) د افزوده : از هر جنس ، ه افزوده : هر جنس را ،
( 6 ) ه : چهار ،
( 7 ) بياض در آ ب ، ج : قاآن ، د : يكى ايلچى به خدمت او فرستاد كه پسر پادشاه بدخشان بود و بايلى آلخ ، ه : از طرفى ايلچى آلخ ، جامع التّواريخ طبع مسيو بلوشه ص 64 : يكى از ملوك ايران زمين ايلچى آلخ ،
( 8 ) كذا فى ب ه ( ؟ ) ، آ : مموح ، ج : مموح ؟ ؟ ؟ ، د : مموح ؟ ؟ ؟ ،