كه وقت نعرهء آن
يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ
و بريق برق بغايتى كه
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ
و مشاهده رفتست كه وقت رعد و برق صموت كالحوت مىباشند و هر سال كه از قومى شخصى را برق رسد قبيله و خانهء او را از ميان خيلان « 1 » بيرون كنند تا مدّت سه سال « 2 » و باردوى پادشاهزادگان در نتواند آمد و همچنين در رمه و گلهء ايشان اگر بستورى رسد چند ماه برين قرار باشد و بوقتى كه اين حالت مىافتد باقى آن ماه از طعام خود نخورند چنانك رسم تعزيتهاى ايشانست به آخر ماه سيورميشى « 3 » كنند ، روزى قاآن با جغتاى بهم از شكارگاه بازگشته در ميان روز مسلمانى را مىبينند در ميان آب نشسته و غسل مىآرد و جغتاى در كار ياسا عظيم مبالغت نمودى و باندكى كه منحرف شدى بر كس ابقائى نكردى چون اين شخص را در آب ديد از اشتعال آتش غضب خواست كه خاك نهاد او را بر باد فنا دهد و مادّهء حيات او را منقطع كند قاآن فرمود كه امروز بيگاه است و ما ملوليم اين شخص را محافظت بايد كرد تا فردا تفحّص احوال او رود تا موجب اقدام او بر ترك ياساى ما از چه بودست و دانشمند حاجب را فرمود كه امشب محافظت او بجاى آر تا فردا براءت ساحت يا جنايت « 4 » او معلوم شود و در خفيه او را فرمود تا در آن موضع كه او در آب بود بالشى نقره در آب افكندند و به دو آموخت كه بوقت تفحّص گويد كه چون من مردى كمبضاعت بسيار مؤونتم و سرمايه همان بالش داشتم بدان سبب اين نوع جرأت نمودم روز ديگر مرد مجرم را در حضور خود تفحّص فرمود عذر مسموع چون به گوش قبول اصغا افتاد و احتياط را بدان جايگاه كس رفت و بالش را از آب بيرون آوردند قاآن فرمود كه كدام كس را در ضمير تواند آمد كه ياسا و حكم ما را بخلاف « 5 »
هامش
( 1 ) ب : حبلان ؟ ؟ ؟ ، د : خانها ،
( 2 ) ه : ماه ،
( 3 ) آ : سمورميشى ؟ ؟ ؟ ، ب :
سورميشى ، ج : سيورغاميشى ، - سورميشى بمعنى شعف و شادى و فريادى است كه در وقت جنگ كشند ( قاموس پاوه دو كورتى ) ،
( 4 ) ه : خيانت ،
( 5 ) ب ج ه : خلاف ،