خانهء قراموران « 1 » گرد بر گرد آن را محاصره كردند و از تمنطق صفوف لشكر فصيلهاى ديگر برآوردند و مدّت چهل روز جنگهاى سخت كردند و تيراندازان اتراك كه به زخم تير احداق افلاك اگر خواهند بدوزند جولانها نمودند چنانك
هر خدنگى كه از مسير شهاب * * راست كردند بر نشانه زدند
چون اهالى آن بدانستند كه با درفش تپانچه زدن جز ندامت بر نخواهد داد و با مقبل ستيهيدن جاذبهء ادبار و علامت خذلان است امان خواستند و از غايت عجز و هراس رعايا و اهالى آن
آخر الأمر پيش درگه شاه * * جمله سر را بر آستانه زدند
و سپاهيان ختاى در حدّ يك تومان مرد در كشتى كه ساخته كرده بودند نشستند و بگريختند جمعى انبوه را از شهريان كه دست بمحاربت يازيده بودند الى نار اللّه و سقره فرستادند و صبيان و اولاد ايشان را در قيد رقّيّت آوردند و بمواضع ديگر متوجّه گشتند ، و چون ازين شهر روان شدند الغ نوين و كيوك را در مقدّمه با ده هزار مرد بفرستاد و او بخويشتن بآهستگى بر عقب حركت مىنمود التون خان كه خان آن اقاليم بود از حال لشكر مغول خبر يافت از لشكركشان قداى رنكو « 2 » و قمر نكودر « 3 » را با صد هزار مرد گزيده پيش ايشان بازفرستاد و چون لشكر ختاى بقوّت و غلبهء خود و كمى عدد مرد مغول مغرور بودند گرد بر گرد ايشان را حصار كردند و چون حلقه بر مدار ايشان بايستادند بر آن انديشه كه لشكر مغول را برين سياقت بنزديك خان خود بريم تا او تماشاى شكار كند و آن
هامش
( 1 ) ج : قوراقورم ، د : قراتولان ، - قراموران يعنى رود سياه نام مغولى رودخانهء معروف چين « هوانگ هو » است يعنى رود زرد كه اكنون در خليج پچيلى ميريزد و سابقا بمسافتى بعيد در جنوب مصبّ حاليّه ميريخته است ،
( 2 ) كذا فى ب ج ، آ : قداى ريكو ؟ ؟ ؟ ، ه : قداى دمكر ، د اين كلمه را ندارد ،
( 3 ) كذا فى ب ه ، آ : قمر ؟ ؟ ؟ نكودر ، ج : قمر نكودار ، د : نكودر ،