تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
گرفته ، قاآن فرمود تا مودعات خزاينى را كه در چندين مدّت جهت چنگز خان از ممالك شرق و غرب جمع كرده بودند و فذلك آن در بطون دفاتر نمىگنجيد گشاده گردانيدند و دهان لايمان را بردّ قبول نصيحت بسته و تمامت اقارب و عساكر و مقانب و عشاير را از شريف تا وضيع و رئيس تا مرؤس و خواجه تا غلام به نسبت و اندازهء همّت خويش نصيبهء تمام دادند و جهت فردا از قليل و كثير و نقير و قطمير هيچ‌چيز در خزانها باقى نماند ،
و لن يذخر الضّرغام قوتا ليومه * * اذا ادّخر النّمل الطّعام لعامه 24
و چون از كار جشن و مواهب رغايب بپرداخت بر رسم و آذين « 1 » انّا وجدنا آباءنا على امّة فرمود تا سه روز بر تعاقب جهت روان چنگز خان طعامها ساختند و از ابكار ماه‌پيكر لطيف‌منظر خوش مخبر شيرين‌جمال مليح دلال ظريف‌حركات نغزسكنات كه وعد المتّقون چهل دختر را از نسل امرا و نوينان كه ملازم خدمت بودند اختيار كردند و جواهر و حلّى و حلل بسيار بر ايشان بستند و جامهاى گرانمايه پوشيده با اسبان گزيده نزديك روح او فرستادند ، و چون ازين امور فراغتى روى نمود كار ضبط ملك و كفايت مهمّات آغاز نهاد اوّل ياسا فرمود كه احكام و فرمانى كه پيش ازين چنگز خان فرموده است برقرار باشد و از مفاسد تغيير و تبديل و اختلال مصون و محروس ، و از اطراف بتقرير و تعرّف احوال هريك از امرا و حكّام غمّاز و نمّام آمده بودند فرمود كه هر بادرهء كه تا بروز جلوس مبارك ما از كسى صادر شده باشد در مقابلهء آن عفو و اقالت مبذول داشتيم بعد ازين اگر كسى قدم در كارى نهد كه نه موافق احكام و ياساهاى قديم و حديث باشد تعريك و تأديب آن جماعت فراخور جريمت بتقديم رسد ، و بعد از رسم اين ياساها باقاليم عالم لشكرها نامزد فرمود و در طرف خراسان و عراق هنوز آتش فتنه و آشوب تسكين نيافته بود و سلطان جلال الدّين تك و پويى مىزد جورماغون « 2 » را
هامش
( 1 ) آ : ادين ، ب : آدين ، ج د ه : آيين ، ( 2 ) ه : جورماعون ، د : جورياقون ،