تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كرد چون دانست كه خشت دولت از قالب ملك بيرون رفته است و اغلب لشكر او كشته شده با جماعتى از زنان و فرزندان كه با او بودند در خانهء رفت و گرد بر گرد آن فرمود تا چوب نهادند و آتش درزدند تا سوخته شد
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
و چون لشكر مغول در شهر رفتند
مدّوا الى النّهب ايديهم و اعينهم * * و زادهم قلق الأخلاق تثبيتا « 1 »
و نهب و غارت بسيار و قتل بىشمار كردند و غنايم بىاندازه يافتند و چند شهر ديگر را هم بگشادند و چندان دلبر ماه‌پيكر از مردان و زنان بزاد خرد « 2 » گرفتند كه اطراف عالم از ايشان معمور شدست و دلها خراب گشته و عزيز « 3 » يلواج را بختاى بگذاشت و از آنجا مؤيّد و كامران عنان مراجعت باردو معطوف گردانيد و لشكرها را بجانب منزى « 4 » روان فرمود و بحدّ سلنگاى « 5 » و غير آن از تنگوت و تبّت و سومغول « 6 » چنانك ذكر آن مطالعه رود ،

ذكر قوريلتاى دوّم ،

چون پادشاه حاتم بذل خسرو معاشرت از استخلاص اقليم ختاى فارغ البال با مقرّ سرير خراميد و هركس از پادشاه‌زادگان و امرا را [ كه ] به اطراف ربع مسكون فرستاد چون بهر مقصد كه رسيدند با مقصود و مراد خويش
هامش
( 1 ) بيت آخر من قصيدة الغزّىّ المذكورة يصف التّرك انظر ص 63 حاشية 2 ، و كلمة « تثبيتا » فى المتن مطابقة لما فى اربع نسخ من جهانگشاى اى آ ب ج د ، و فى ه : مسسنا ؟ ؟ ؟ ، و فى ديوان الغزّى نسخة المكتبة الأهليّة بباريس ورق 42 : تبتيتا ، ( 2 ) ب : برادحود ، در حاشيه : بزرگ خرد ، ه : براد خرد ، د : نزا و خرد ، ( 3 ) تصحيح قياسى است ، آ : عريز ؟ ؟ ؟ ، ب : بخطّى جديد : محمود ، ج : عور ، د : عزى ، ه اين كلمه را ندارد ، - و واضح است كه مقصود محمود يلواج معروف است ، ( 4 ) آ : مترى ؟ ؟ ؟ ، ب : مترى ، ج : باميرى ، ه : سرى ، د اين كلمه را ندارد ، ( 5 ) ب : سلنكاء ، د اين كلمه را ندارد ، ( 6 ) ج : سوء مغول ، ه : سور مغول ، د اين دو كلمه را ندارد ، محاصره كردن ساموقه بهادر شهر چانكدورا از بلاد ختاى ( از روى يك نسخهء بسيار قديمى از جامع التّواريخ كه در كتابخانهء ملّى پاريس محفوظ است )