بمكثارى نسبت ندهند و غرض از تقرير اين معلوم كنند و بدانند كه قاآن ضبط امور و حفظ جمهور بر چه نوع فرمود و اقاليم ديگر كه متوقّف بودند ميان رجا و يأس بعضى را بتخويف و جماعتى را بايناس چگونه منقاد و مذعان « 1 » كرد و در تحت تصرّف و فرمان آورد و بعد از وقوع حالت او منكو قاآن بر چه سان بناء عدل بعد از انحراف ممهّد « 1 » گردانيد و قواعد آن را افراشته و مشيّد حقّ تعالى توفيق صدق و صواب كرامت كناد ،
قاآن را پيش از حلول بمحلّ پادشاهى نام اوكتاى بود و چنگز خان از مصادر افعال و نوادر « 2 » اقوال او بر استعداد او تخت و گاه و ملوك و سپاه را استدلال مىكرد و از رتق و فتق و حلّ و عقد او روز بروز آثار شهامت و صرامت در امور مملكت و حفظ آن از دست عداة دولت تفرّس مىنمود بتعريض و تلويح نقش آن معنى را در دل ديگر پسران كالنّقش فى الحجر مىنگاشت و بتدريج تخم آن مصلحت را در اندرون ضماير هريك مىكاشت تا در وقت آنك چنگز خان از ممالك غربى با مخيّم قديم شرقى رسيد و از آنجا عزيمت مبادرت بجانب ولايت تنگوت بتقديم رسانيد و بعدما كه آن ناحيت از شرّ دشمنان پاك شد و تمامت مخلّص و مسلّم گشت بوقت انصراف مرضى كه از عفونت آن هوا تولّد كرده بود زيادت شد و از دست درمان درگذشت پسران خود جغتاى و اوكتاى و الغ نوين « 3 » و كلكان « 4 » و جورجتاى « 5 » و اورجان « 6 » را نزديك خود خواند و فرمود كه استيلاء مرض
هامش
( 1 - 1 ) اين جمله از آ ساقط است ،
( 2 ) كذا فى جميع النّسخ ، و من گمان ميكنم كه آن تصحيف نسّاخ است و صواب « بوادر » است ،
( 3 ) لقب تولى خان است ،
( 4 ) ج : كاكان ، جامع التّواريخ طبع برزين ج 2 ص 130 : كولكان ،
( 5 ) آ ب :
حورحاى ، ج : جورجاى ، د : حورختاى ، ه : جوخاى ، جامع التّواريخ ج 2 ص 133 در متن : جورجى ، و در نسخه بدل : جورجتى ،
( 6 ) كذا فى ج و آن مطابق است با جامع التّواريخ ج 2 ص 133 « اورجقان » بحذف حرف حلقى وسط كلمه كه قاعدهء مطّرده است در زبان مغول چون شيبقان و شيبان ، هولاگو و هولائو ، قدغان و قدان و امثال ذلك - آب : اروخان ، د ه : اورخان ،