صلاح امور ما و حشم بدان منوط باشد كه راى چنگز خان بدان مقرون گردد و صواب كارها باشارت او مفوّض چنگز خان گفت كه نيّت با قول اگر متّفق است و زفان با دل موافق خطّى مؤكّد باز بايد داد كه بعد از من اوكتاى را خان دانيد و حكم او را چون جان در تن روان و برين سخن كه امروز در حضور من مقرّر مىشود تغيير و تبديل راه ندهيد و از مصلحت ديد من نگذريد تمامت برادران اوكتاى امتثال فرمان او را خطّ نوشتند ، چون كار مرض سختتر شد چنانك حركت از مقام متعذّر آمد در چهارم رمضان سنهء اربع و عشرين و ستّمايه بگذشت « 1 » پسران هركس با موضع اقامت خود در حركت آمدند بر آن عزيمت كه در سال نو جمعيّت كنند كه آن را بزفان مغول قوريلتاى خوانند هريك باردوى خود رسيدند استعداد مصلحت قوريلتاى را پيش گرفتند چندانك « 2 » برودت هوا و شدّت سرما بشكست و بقاع و رباع از هبوب نسيم صبا خوش و خرّم گشت
صبا بسبزه بياراست دار دنيى را * * نمونه گشت جهان مرغزار عقبى را
نسيم باد در اعجاز زنده كردن خاك * * ببرد آب همه معجزات عيسى را
پسران مذكور و اقربا ايلچيان متواتر كردند كه آوازهء حالت « 3 » چنگز خان در اطراف گيتى شايع شد پيش از آنك خللى به كار ملك عايد گردد جمعيّت مىبايد ساخت و مصلحت خانيّت را مقرّر كرد هركس از اردوى خود در حركت آمدند و بقوريلتاى روان شدند از اطراف قفچاق پسران توشى هردو « 4 » و باتو « 5 » و شيبقان « 6 » و تنكوت « 7 » و بركه « 8 » و بركجار « 9 » و
هامش
( 1 ) كذا فى ج ، د : كوچ كرد ، ب بخطّى جديد : چنگيز خان فوت شد ، آ ه ندارد ،
( 2 ) آ ب د : چنانك ،
( 3 ) يعنى مرگ ، و استعمال « حالت » به اين معنى در اين كتاب شايع است ،
( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 92 - 106 : آورده ،
( 5 ) آ : باتو ،
( 6 ) در جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 114 - 120 همهجا بلفظ شيبان مذكور است و وى جدّ ملوك شيبانيّهء ماوراء النّهر است ، و تغيير شيبقان بشيبان بحذف حرف حلق وسط كلمه است كه قاعدهء مطّرده است