تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
بشادياخ فرستاد و بازآنك « 1 » نشابور سنگلاخ بود از چند منزل سنگ بار كرده بودند و با خود آورده چنانك خرمنها ريختند و عشر آن سنگها در كار نشد ، اهالى نشابور چون ديدند كه كار جدّست و اين قوم نه آنند كه ديده بودند بازآنك « 1 » سه هزار چرخ بر ديوار باره بر كار داشتند و سيصد منجنيق و عرّاده نصب كرده و از اسلحه و نفط درخور اين تعبيه داده تمامت را پاى سست شد و دل از دست برفت هيچ روى نديدند جز آنك قاضى ممالك ركن الدّين علىّ بن ابراهيم المغيثى « 2 » را به خدمت تولى فرستادند بدرنا « 3 » به خدمت او رسيد اهل نشابور را امان خواست و مالها قبول كرد فايده نداد و او نيز اجازت انصراف نيافت روز چهارشنبه دوازدهم صفر على الصّباح كأس صبوحى جنگ دردادند تا روز آدينه نماز پيشين جنگ سخت كردند و به چند موضع خندق انباشته بودند و ديوار را رخنه كرده و باز آنك جنگ سخت‌تر از جانب دروازهء شتربانان « 4 » و برج قراقوش « 5 » بود و مردان كار زيادت آنجا مغول علم بر سر ديوار خسرو كوشك برافراشتند و لشكر برآمد و با مردانى كه برباره بودند بجنگ مشغول شدند و از دروازهء شتربانان « 6 » هم لشكر برآمد و آن روز تا شب لشكر بر ديوار مىآمد و مردم را از سر ديوار دور مىكرد شب شنبه تمامت ديوار و بارهء شهر بلشكر مغول پر شد و روز شنبه را تولى بحنكرك « 7 » بسه فرسنگى رسيده بود لشكرها از دروازها درآمدند و بقتل و نهب مشغول شدند و مردم پراكنده در كوشكها و ايوانها جنگ مىكردند و مجير الملك را طلب مىداشت « 8 » تا او را از نقب برآوردند و سبب آنك تا زودتر او را از ربقهء حيات بركشند سخنهاى سخت مىگفت تا او را بخوارى بكشتند و
هامش
( 1 ) يعنى با آنكه ، استعمال باز آنكه بجاى با آنكه در اين كتاب مطّرد است ، ( 2 ) ب : المعينى ؟ ؟ ؟ آ : المعيثى ، د : المعبثى ، ( 3 ) ه : بدرياى ، ب : چون ، ج : بدر رفت تا ، د : كه ، ( 4 ) ب ه : شتربانان ، آ : ستربانان ، ( 5 ) آ ج د : قراقوس ، ( 6 ) ب : شيربانان ، آ : ستربانان ، ( 7 ) تصحيح اين كلمه ممكن نشد ، - متن مطابق آ است ، ب : يحكرك ؟ ؟ ؟ ، ج : يحلرك ؟ ؟ ؟ ، ه : بچتكرك ، د ندارد ، ( 8 ) يعنى لشكر مغول ،