و بمحاصرهء شهر كه نصرت « 1 » حاكم آن بود اشتغال نمود تا از يازر « 2 » پهلوان مغافصة بسر او رسيد پاى در راه گريز نهاد در ميان راه كوتوال قلعه « 3 » برو افتاد و او را بكشت و از حدود طالقان قراچه نوين قاصد او شد و با يك هزار سوار و پياده ناگاه بمرو آمد و ديگرباره بر سوخته نمك نهاد و هركه را يافت بكشت و غلّهء « 4 » ايشان بخورانيد و در عقب او قوتقو « 5 » نوين با صد هزار خلق برسيد عقوبت و شكنجه آغاز نهادند و خلجان غزنوى و افغانيان كه بحشر رانده بودند دست بعقوبت و مثله كه مثل آن كس نديده بود بگشادند بعضى را بر آتش مىنهادند و بعضى را بشكنجهء ديگر مىكشت و بر هيچ آفريده ابقا نمىكرد تا چهل روز برين نمط بگذاشتند و بگذشتند و در شهر و روستاق صد كس نمانده بود و چندان مأكول كه آن چند معدود معلول را وافى باشد نمانده و با اين حادثات ديگر شاه نام شخصى با رندى چند نقبها و سوراخها مىجستند و اگر ضعيفى را مىيافتند مىكشتند و ضعيفى چند كه مانده بودند پراكنده شدند مگر ده دوازده هندو كه از ده « 6 » سال در آنجا بودند كه بيرون ازيشان ديّار نبود ،
ليالى مرو الشّاهجان و شملنا * * جميع سقاك اللّه صوب عهاد
سرقناك من صرف الزّمان و ريبه * * و عين النّوى مكحولة برقاد
تنبّه صرف الدّهر فاستحدث النّوى * * و صيّرهم شتّى بكلّ بلاد « 7 »
هامش
قدرى معقّد است ، يعنى تركمان سابق الذّكر كه از نسا بمرو رفته بود دوباره بنسا آمد ، و « نسا » ايهام دارد بين شهر نسا و زنان و مقصود اوّل است ،
( 1 ) كذا فى ج د ، ب ه : نصره ، آ : نصرهء ،
( 2 ) ج : بارز ، ه : بارر ،
( 3 ) ه بياض در اين موضع ،
( 4 ) آ : غلبهء ؟ ؟ ؟ ،
( 5 ) ب : قتقو ، آ : قويقو ، جامع التّواريخ ج 3 ص 119 - 124 : قوتوقو ، ج : قنقور ، ه : قيقو ، د : منقو ، - رجوع كنيد بص 130 حاشيهء 6 ،
( 6 ) ب ج ه : ده دوازده ، د : دوازده ،
( 7 ) اين ابيات در معجم البلدان در ذيل مرو مذكور است و در آنجا در بيت سوّم « صيّرنا » دارد بجاى صيّرهم و همان صواب است ،