كردند اى بسا پرىوشان را كه از كنار شوهران بيرون مىكشيدند و خواهران را از برادران جدا مىكردند و فرزندان را از كنار مادران مىستدند و از غصب « 1 » ابكار « 2 » پدران و مادران را دلافگار و فرمان رسانيدند كه بيرون چهارصد محترفه كه تعيين كردند و از ميان مردان گزين و بعضى كودكان از دختران و پسران كه باسيرى براندند تمامت خلق را با زنان و فرزندان ايشان بكشتند و بر هيچكس از زن و مرد ابقا نكردند تمامت مرغزيانرا « 3 » بر لشكر و حشريان قسمت كردند آنچ مجمل مىگويند نفرى را از لشكرى سيصد چهارصد نفس رسيده بود كه بكشتند و ارباب سرخس بانتقام قاضى مبالغت كسى كه از اسلام و دين بىخبر و يقين باشد بتقديم مىرسانيد و در اذلال و ارغام مبالغت مىنمود شب را چندان كشته بودند كه كوهها پشته « 4 » و صحرا از خون عزيزان آغشته گشت ،
فرضنا « 5 » بأرض لم يدس فى عراصها * * سوى خدّ خود او ترائب اغيد
و فرمود تا باره را خراب كردند و حصار را مساوى تراب و مقصورهء مسجد را كه برسم اصحاب امام اعظم ابو حنيفه رحمة اللّه عليه است آتش در زدند گوئى انتقام آن بودست كه در عهد استقامت شمس الدّين مسعود هروى كه وزير مملكت سلطان تكش بود مسجد جامعى ساخته بود برسم اصحاب امام شافعى رضى اللّه عنه متعصّبان مذهب بشب آتش در آن زدند ، چون از نهب اموال و اسر و اغتيال فارغ شدند امير ضياء الدّين على را كه از جمله اكابر مرو بود و سبب گوشهنشينى او برو ابقا كرده بودند فرمود تا با شهر رود و جماعتى كه از زوايا و خبايا بار ديگر جمع شوند امير و حاكم باشد و برماس « 6 » را بشحنگى بگذاشتند و چون لشكر بازگشت از
هامش
( 1 ) هذا هو الظّاهر ؟ ، آ ب : عصب ، د : غضب ، ج ه : غصهء ،
( 2 ) ج : اين كار ، د : آن كار ،
( 3 ) آ : مرعزيانرا ، ب : مرغريانرا ، ه : مرغرمانرا ،
( 4 ) آ :
بسته ؟ ؟ ؟ ، - كوهها پشته گشت يعنى چه ؟ شايد صواب « گوها » باشد يعنى گوديها و حفرها ،
( 5 ) كذا فى ج ، آ : فرقنا ، ب : فرفقا ، د : فرقفا ، ه : مرفّقا ،
( 6 ) آ ب : نرماس ؟ ؟ ؟ ،