ترتيب ترغو « 1 » تلقّى كرده بود و سرخس بديشان داده و ملك و حاكم سرخس شده و از چنگز خان پايزهء چوبين يافته او را بگرفتند و بدست پسر پهلوان ابو بكر ديوانه بازدادند تا بقصاص پدر بكشت ، و آوازهء لشكر مغول در آن وقت ساكنتر شده بود مجير الملك « 2 » و اعيان مرو بتماشا و نشاط اشتغال داشتند و در شرب مدام انهماك و افراط مىنمودند و در تضاعيف آن اختيار الدّين ملك آمويه رسيد و خبر داد كه لشكر تتار بمحاصرهء قلعهء كلات و قلعهء نو « 3 » مشغولاند و ازيشان لشكرى بآمويه آمدند و در عقب مناند مجير الملك مقدم او را مكرّم كرد و اختيار الدّين بتراكمهء ديگر متّصل گشت و نزديك ايشان نزول كرد ، لشكر مغول هشتصد مرد برسيدند و بريشان دوانيدند شيخ « 4 » خان و اغل « 5 » حاجب از خوارزم با مردى دو هزار برسيدند و از پس مغولان دوانيدند و دست بردى نمودند و اكثر ايشانرا هم برجاى انداختند و بعضى را كه اسب قوّت زيادت داشت بجستند و قومى از تراكمه و اتراك سلطانى بر عقب برفتند و شست كس را دستگير كردند و بعدما كه گرد محلّات و اسواق برآوردند بكشتند ، و شيخ « 6 » خان و اغل « 7 » حاجب بدستجرد « 8 » نزول كردند ، و اختيار الدّين را تراكمه سرخيل و سرور خود كردند و با يكديگر ميثاق بستند و از مجير الملك برگشتند و با چندان تشويش و آشوب و فتنه و اضطراب كه روى جهانرا چون دلهاى منافقان سياه كرده بود آغاز فتنه نهادند و قصد باستخلاص شهر كردند از انديشهء شبيخون مجير الملك خبر يافت احتياط واجب داشت چون ظفرى نيافتند و ناايمن گشتند تراكمه با كنار رودخانه رفتند و دست بغارت بردند و تا بدر شهر مىآمدند و رساتيق غارت مىكرد و آنچ مىديدند مىستد ، و درين وقت چون چنگز خان
هامش
( 1 ) كذا فى ج ه ، آ : ترعو ، د : تلغو ، ب : تزغو ،
( 2 ) ب د ه : مجد الملك ( فى كلّ المواضع ) ،
( 3 ) ب : نور ،
( 4 ) آ ه : شح ،
( 5 ) ج : اغول ،
( 6 ) آ : شح ؟ ؟ ؟ ، ب : سح ؟ ؟ ؟ ،
( 7 ) ج : اغول ، د : على ،
( 8 ) آ : بدستحرد ، ب : بدشت خرد ،