تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
بردگان هنود نيز گرفته بودند چنانك در هر خانه ده اسير يا بيست بود و سازگارى علوفه از پاك كردن برنج و غير آن تمامت اسيران مىكردند و هوا موافق مزاج ايشان بود چنگز خان ياسا داد كه در هر خانه هر اسيرى چهارصد من برنج پاك كنند بتعجيل تمام در مدّت يك هفته از آن فارغ شدند بعد از آن ياسا داد كه هر اسير كه در لشكرست تمامت را بكشند آن بيچارگان را خبر نه شبى كه بامداد بود از جماعت اسرا و هنود اثر نمانده بود و هرچه به نزديكى آن بود تمامت ايلچيان « 1 » فرستادند و ايل كردند و ايلچى بنزديك رانا « 2 » فرستاد باوّل ايلى قبول كرد بعد از آن ثبات ننمود « 3 » لشكر بفرستاد تا او را بگرفتند و بكشتند و لشكر بمحاصرهء اعراق « 4 » و قلعهء كه تحصّن كرده بودند بفرستاد و چون لشكر صحّت يافتند چنگز خان را انديشهء مراجعت مصمّم شد تا از راه هندوستان ببلاد تنگوت در رود و چند منزل برفت چون راه نبود بازگشت و بفرشاور « 5 » آمد و به همان راه كه آمده بود مراجعت نمود ،

ذكر مراجعت چنگز خان ،

چون خبر قدوم ربيع بربع مسكون و رباع عالم رسيد سبزه چون دل مغمومان از جاى برخاست ، و هنگام اسحار بر اغصان اشجار بلبلان بر موافقت فاختگان و قمارى شيون و نوحه‌گرى آغاز كردند ، و بر ياد جوانانى كه هر بهار بر چهرهء انوار و ازهار در بسايتن و متنزّهات مىكش و غمگسار بودندى سحاب از ديدها اشك مىباريد و مىگفت باران است ،
هامش
( 1 ) ب : لشكر ، ( 2 ) ج : ناى ، ه : رايا ، ( 3 ) آ : نمود ، ( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ، و ظاهر « اغراق » با غين معجمه است كه نام سيف الدّين اغراق از سرداران معروف سلطان جلال الدّين يا نام قبيلهء او بوده است ( رجوع كنيد بهb96 -b95 .f،a110 -b108 .f) ( 5 ) آ : بفرشاور ؟ ؟ ؟ ، ج : بفرشاؤر ، ب د : بفرساور ، ه : بپرشابور ،