مراجعت يافتند شكرانهء آن را كه بروز ديگران ننشستند و درجهء شهدا نيافتهاند و در زمرهء احيا مانده دويست هزار دينار بر مستظهران حكم كرد و ثقة الملك و امير عميد بزرگ را كه از كبار اصحاب مناصب سمرقند بودند به تحصيل آن نامزد و طايفهء را بشحنگى آنجا معيّن كرد و از حشر بعضى با خود بجانب خراسان برد و بعضى را با پسران بجانب خوارزم فرستاد و بعد از آن به چند نوبت متواتر حشر طلب مىداشتند و از حشر نيز زيادت كسى خلاص نيافت و بدين سبب خرابى كلّى راه يافت ، و اين واقعه در ربيع الأوّل سنهء ثمان عشرة و ستّماية بود صاحبنظران كجااند تا ببصر تفكّر و اعتبار در حركات اين روزگار پرزرق و شعوذه « 1 » و جفاى اين گردنده گردون بيهوده نگرند تا بدانند كه نسيم او با سموم نه موازى است و نفع او نه با ضرّ محاذى خمر او يك ساعته و خمار او جاودان ربح او ريح است و گنج او رنج ،
اى دل جزع مكن كه مجازيست اين جهان * اى جان غمين مشو كه سپنجيست اين سراى
ذكر واقعهء خوارزم ،
و اين نام ناحيت است و نام اصلى آن جرجانيه است و ارباب آن اوركنج « 2 » خوانند پيش از تقلّب ايّام و دهور حكم بلدة طيّبة و ربّ غفور داشت مقرّ سرير سلاطين عالم و مستقرّ مشاهير بنى آدم بود اكناف آن اكتاف اشراف دهر را حاوى شده و اطراف آن طراف « 3 » روزگار را ظروف « 4 » آمده مغانى آن بانواع انوار معانى روشن و رباع و بقاع آن بآثار اصحاب
هامش
( 1 ) ب د ه : شعبده ،
( 2 ) د ه : اوركانج ، ب : در متن : اورانج ؟ ؟ ؟ ، در حاشيه :
اوركنح ، ج : كركانج ، آ : اوركنح ،
( 3 ) ه : طرف ، ج : اطراف ،
( 4 ) آ ج :
طروف ، ه ندارد ،