تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
كردند و جوى ارزير « 1 » را خراب كردند و ميان دو نماز را دروازه بگرفتند و دررفتند و از مفردان و پهلوانان مردى هزار تمسّك به مسجد جامع كردند و كارزارى سخت بر دست گرفتند از استعمال نفط و تير چرخ « 2 » حشم چنگز خان نيز قرابات نفط كار بستند و مسجد جامع و هركس كه در آن بود سوختهء آتش دنيا و شستهء آب عقبى شدند و هركس كه در حصار بود بصحرا آوردند و اتراك را از تازيكان جدا كردند و همه را دهه و صده و تركانرا مويها بر شبه مغولان از پيش سر حلق كردند استقرار و تسكين ايشان را چندانك آفتاب به مغرب رسيد نهار حيات ايشان بزوال كشيد و در آن شب تمامت قنقليان مردينه غريق بحار بوار و حريق نار دمار شدند زيادت از سى هزار قنقلى و ترك بودند مقدّم ايشان برشماس « 3 » خان و تغاى « 4 » خان و سرسيغ « 5 » خان و اولاغ « 6 » خان با بيست و اند امير از سروران امراى سلطان كه اسامى ايشان مسطورست در يرليغى كه چنگز خان بركن الدّين كرت نوشته بود و تمامت امراى لشكر و ولايتى كه قهر و قسر كرده بود در آنجا مفصّل نوشته ، و چون شهر و حصار در خرابى و ويرانى با يكديگر مقابل شد و « 7 » امرا و جنديان و خلايق بسيار تجرّع كؤوس هلاكت كردند روز ديگر كه عقاب جمشيد افلاك را سر از پس عقاب خاك افراخته شد و پيكر آتشين خور برطبق آسمان افروخته گشت خلايق را كه از زير شمشير جسته بودند شمار كردند و از آن جماعت سى هزار مرد را باسم پيشورى تعيين كردند و بر پسران و خويشان بخش كرد و مثل آن بر سبيل حشر از جوانان و كنداوران نامزد كردند و بر بقايا كه اجازت
هامش
( 1 ) كذا فى آ ب ، ه : ارزير ، ج د ندارد ، ( 2 ) آ ج : جرح ، ب : جرخ ، ( 3 ) كذا فى د ، ه : برسماس ، آ ب : برسماس ، ج : برسمان ، جامع التّواريخ طبع برزين ج 3 ص 89 : برشماس ( مثل متن ) ، ( 4 ) كذا فى ه ، آ : تعاى ، د : بغاى ؟ ؟ ؟ ، ب : نعاى ؟ ؟ ؟ ، ج و جامع التّواريخ ايضا : طغاى ، ( 5 ) كذا فى ه ، د : سرسيع ، آ ب : سرسبع ؟ ؟ ؟ ، ج : سرسليع ، جامع التّواريخ ايضا : سرسغ ، ( 6 ) ه : عداق ، ( 7 ) ج واو را ندارد ،