تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
جمعى را بكشتند و بعضى را دستگير كردند و به شهر بردند و از ايشان نيز مردى هزار بيفتاد تا هنگام آنك
چون نهان شد ز بهر سود زمين * * آتش آسمان ز دود زمين
هركس روى بمقرّ خود آوردند چندانك ديگرباره سپردار مكّار « 1 » تيغ در ميغ شب زد چنگز خان بنفس خويش سوار گشت و تمامت حشم را بر مدار شهر بداشت و از اندرون و بيرون جنگ را محتشد و مستعدّ گشتند و تنگ مكاوحت و مخاصمت تا نماز شام محكم بركشيدند و از گشاد منجنيق و كمان تير و سنگ پرّان شد و لشكر مغول بر دروازها بايستادند و حشم سلطان را بخروج ميدان كارزار مانع آمدند و چون راه مبارزت آن جماعت مسدود شد و بر بساط محاربت بازيها درهم شد و شاه « 2 » سواران را مجال نماند كه اسبان را در ميدان جولان آرند هرچند پيلان درانداختند « 3 » مغولان رخ نتافتند بلك به زخم تير فرزين بند ايشان كه در بند فيل بود بگشادند « 3 » و صف پياده را برهم ريختند چون فيول قبول جراحتها كرد « 4 » و بحسب « 5 » پيادهء شطرنجى هيچ كفايت ننمود « 6 » بازگشتند و بسيار خلق را در زير سمّ كردند تا هنگام آنك پادشاه ختن پرده بر روى فروگشاد دروازها بربستند و ارباب « 7 » از جنگ اين‌روز خايف شده و اهوا و آرا مختلف بعضى بايلى و انقياد راغب و قومى از جان عزيز راهب طايفهء را قضاى آسمانى از صلح وازع و زمرهء را هواى چنگز خانى از محاربت مانع تا روز ديگر
چو خرشيد تابان بگسترد فر * * سيه زاغ گردون بيفكند پر
حشم مغول خيره و دلير و اهالى سمرقند متردّد راى و تدبير جنگ از سر گرفتند و پاى درنهادند قاضى و شيخ الأسلام با قومى از دستاربندان به خدمت چنگز خان مبادرت نمودند و بر ايقات مواعيد او مستظهر و واثق
هامش
( 1 ) كذا فى جميع النّسخ ، ( 2 ) آ : سباه ، ( 3 - 3 ) اين جمله را آ ج ندارد ، ( 4 ) ب د ه : كردند ، ( 5 ) كذا فى ب ( ؟ ) ، آ ج : بحسب ؟ ؟ ؟ ، ه : بحسب ، د ندارد ، ( 6 ) ب : ننمودند ، ه : ننموده ، ( 7 ) ب مىافزايد : سمرقند ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 93 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى