بنا فرمودست و ديگر مدرسهء مسعوديّه كه در هريك ازين هر روز هزار طالب علم باستفادت اشتغال دارند و مدرّسان از نحارير علماى عصر و مفردان دهر و الحقّ اينچنين دو بناى بلند اركان پاكيزه ميدان بخارا را زينتى و رتبتى است تمام بلك زينتى « 1 » و طراوتى است اسلام را و با حصول اين معانى فراغ اهالى بخارا و تخفيف مؤن و اثقال ايشان حاصل حقّ تعالى عراص « 2 » عالم را ببقاى ذات پادشاه عادل و رونق اسلام و دين حنفى « 3 » آراسته گرداناد ،
ذكر خروج تارابى « 4 » ،
در شهور سنهء ستّ و ثلثين و ستّماية قران نحسين بود در برج سرطان منجّمان حكم كرده بودند كه فتنهء ظاهر شود و يمكن مبتدعى خروج كند ، بر سه فرسنگى بخارا ديهى است كه آن را تاراب « 5 » گويند مردى بود نام او محمود صانع غربال چنانك در حقّ او گفتهاند در حماقت و جهل عديم المثل بسالوس و زرق زهد و عبادتى آغاز نهاد و دعوى پرىدارى كرد يعنى جنّيان با او سخن ميگويند و از غيبيّات « 6 » او را خبر مىدهند ، و در بلاد ماوراء النّهر و تركستان بسيار كسان بيشتر عورتينه دعوى پرىدارى كنند و هركس را كه رنجى باشد يا بيمار شود ضيافت كنند و پرىخوان را بخوانند و رقصها كنند و امثال آن خرافات و آن شيوه را جهّال و عوامّ التزام كنند ، چون خواهر او بهر نوع از هذيانات پرىداران با او سخنى
هامش
خان پادشاه اقوام كرايت است و چنگيز خان او را در حيات خود بپسر چهارمش تولوى داد ، وى محبوبترين خواتين تولوى و مادر چهار پسر معتبر او منكو قاآن و قوبيلاى قاآن و هولاكو خان واريق بوكا بود ( جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 127 و طبع بلوشه ص 199 - 205 ) ،
( 1 ) ب ج : رستى ؟ ؟ ؟ ، د : زيبتى ، ه : رتبتى ، آ : رتبى ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) آ : عراض ، ب : اعراض ، ج : اغراض ،
( 3 ) ب ه : مذهب حنيفى ، ج د : مذهب حنفى ،
( 4 ) ه : تاراتى ( فى جميع المواضع ) ،
( 5 ) ه : تارات ،
( 6 ) ب ه : مغيبات ،