بازگرفتند و در قلعه آتش درزدند و خانان و قوّاد و اعيان « 1 » كه اعيان زمان و افراد سلطان بودند و از عزّت پاى بر سر فلك مىنهادند دستگير مذلّت گشتند و در درياى فنا غرق شدند ،
الدّهر يلعب بالورى * * لعب الصّوالج بالكره
او لعب ريح عاصف * * فاعلم بكفّ من ذره
الدّهر قنّاص و ما ال * * انسان الّا قنبره « 2 »
و از قنقليان از مردينه به بالاى تازيانه زنده نگذاشتند و زيادت از سى هزار آدمى درشمار آمد كه كشته بودند و صغار اولاد و اولاد كبار و زنان چون سرو آزاد آن قوم برده كردند و چون شهر و قلعه از طغاة پاك شد و ديوارها و فصيل خاك گشت تمامت اهالى شهر را از مرد و زن و قبيح و حسن بصحراى نمازگاه راندند ايشانرا بجان ببخشيد جوانان و كهول را كه اهليّت آن داشتند بحشر سمرقند و دبوسيه نامزد كردند و از آنجا متوجّه سمرقند شد و ارباب بخارا سبب خرابى بنات النّعشوار متفرّق گشتند و بديهها رفتند و عرصهء آن حكم قاعا صفصفا گرفت ، و يكى از بخارا پس از واقعه گريخته بود و بخراسان آمده حال بخارا ازو پرسيدند گفت آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند جماعت زيركان كه اين تقرير شنيدند اتّفاق كردند كه در پارسى موجزتر ازين سخن نتواند بود و هرچه درين جزو مسطور گشت خلاصه و ذنابهء « 3 » آن اين دو سه كلمه است كه اين شخص تقرير كردست ، تا چون سمرقند مستخلص شد توشا « 4 » باسقاق را
هامش
( 1 ) آ ب ج ه : اعيان را ،
( 2 ) من ابيات للقاضى ابى الفضل احمد بن محمّد الرّشيدى الّلوكرى من اولاد هرون الرّشيد اوردها الثّعالبى فى تتمّة اليتيمة و هى ذيل ذيّله الثّعالبى نفسه على يتيمة الدّهر ، و بعد البيت الثّانى : و يقوده نحو السّعادة و الشّقاء بلا بره ، ( نسخهء كتابخانهء ملّى پاريسa576 .f3308Arabe)
( 3 ) تصحيح قياسى است ، آ : دبابه ؟ ؟ ؟ ، ب د : ذبابه ، ج : نقاوه ، ه بياض است بجاى اين كلمه ،
( 4 ) كذا فى د ، آ ب :
نوشا ؟ ؟ ؟ ، ج : نوشا ، ه : بوسا ، - درa25 .fنام همين شخص « تمشا » مذكور است ،