تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
و لشكرها بر عدد مور و ملخ فزون بود و از حصر و احصا بيرون فوج فوج هريك چون درياى در موج مىرسيدند و بر گرد شهر نزول مىكرد و از لشكر بيرونى « 1 » بيست هزار مرد بود مقدّم ايشان كوك « 2 » خان كه مىگفتند مغولى بود ازو گريخته و بسلطان پيوسته و العهدة على الرّاوى و بدان سبب كار او بالا گرفته و امراى ديگر چون خميد بور « 3 » و سونج « 4 » خان و كشلى « 5 » خان وقت غروب خرشيد با اكثر قوم از حصار بيرون آمدند چون بكنار جيحون رسيدند محافظان و طلايهء لشكر برو افتادند و ازيشان اثر نگذاشتند ،
اذا لم يكن يغنى الفرار من الرّدى * * على حالة فالصّبر اولى و احزم 12
و روز ديگر را كه صحرا از عكس خرشيد طشتى نمود پراز خون دروازه بگشادند و در نفار « 6 » و مكاوحت بربستند و ائمّه و معارف شهر بخارا بنزديك چنگز خان رفتند و چنگز خان بمطالعهء حصار و شهر در اندرون آمد و در مسجد جامع راند و در پيش مقصوره بايستاد و پسر او تولى پياده شد و بر بالاى منبر برآمد چنگز خان پرسيد كه سراى سلطانست گفتند خانهء يزدانست « 7 » او نيز از اسب فروآمد و بر دو سه پايهء منبر برآمد و فرمود كه صحرا از علف خالى است اسبانرا شكم پركنند انبارها كه در شهر بود گشاده كردند و غلّه مىكشيدند و صناديق مصاحف بميان صحن مسجد مىآوردند و مصاحف را در دست و پاى مىانداخت و صندوقها را آخر اسبان مىساخت و كاسات نبيذ پياپى كرده و مغنيّات شهرى را حاضر آورده تا سماع و رقص مىكردند و مغولان بر اصول غناى خويش آوازها
هامش
( 1 ) ب : اندرونى ، ( 2 ) ج : كور ، ه : كوكر ، ( 3 ) برادر براق حاجب است ، رجوع كنيد به ورقa113 نسخهء آ كه مكرّر خميد بور نوشته است ، - آ ب : حميد بور ؟ ؟ ؟ ، ج د ه : حميد نور ، جامع التّواريخ ج 3 ص 82 : حميد بور ، ( 4 ) آ : سونح ؟ ؟ ؟ ، جامع التّواريخ ج 3 ص 82 : سيونج ، ( 5 ) آ كسلى ، جامع التّواريخ ايضا : كشكى ، ( 6 ) ج د ه : نقار ، ( 7 ) آ : خداست ،