بركشيده و ائمّه و مشايخ و سادات و علما و مجتهدان عصر بر طويلهء آخر سالاران بمحافظت ستوران قيام نموده و امتثال حكم آن قوم را التزام كرده بعد از يك دو ساعت چنگز خان بر عزيمت مراجعت با بارگاه برخاست و جماعتى كه آنجا بودند روان مىشدند و اوراق قرآن در ميان قاذورات لگدكوب اقدام و قوايم گشته درين حالت امير امام جلال الدّين علىّ بن الحسن « 1 » الرّندى « 2 » كه مقدّم و مقتداى سادات ماوراء النّهر بود و در زهد و ورع مشاراليه روى به امام عالم ركن الدّين امامزاده كه از افاضل علماى عالم بود طيّب اللّه مرقدهما آورد و گفت مولانا چه حالتست ، اينكه مىبينم « 3 » ببيداريست يا رب « 4 » يا بخواب ، مولانا امامزاده گفت خاموش باش باد بىنيازى خداوند است كه مىوزد سامان سخن گفتن نيست ، چون چنگز خان از شهر بيرون آمد بمصلّاى عيد رفت و بمنبر برآمد و عامّهء شهر را حاضر كرده بودند فرمود كه ازين جملت توانگران كدامند دويست و هشتاد كس را تعيين كردند صد و نود شهرى و باقى غريبان نود كس از تجّار كه از اقطار آنجا بودند بنزديك او آوردند خطبهء سخن بعد از تقرير خلاف و غدر سلطان چنانك مشبع ذكريست « 5 » در آن آغاز نهاد كه اى قوم بدانيد كه شما گناههاى بزرگ كردهايد و اين گناههاى بزرگ بزرگان شما كردهاند از من بپرسيد كه اين سخن بچه دليل مىگويم سبب آنك من عذاب خداام اگر شما گناههاى بزرگ نكردتى « 6 » خداى چون من عذاب را بسر شما نفرستادى و چون ازين نمط فارغ شد الحاق خطبه بدين نصيحت بود كه اكنون مالهائى كه بر روى زمين است تقرير
هامش
( 1 ) ب د ه : الحسين ،
( 2 ) ب : الزّندى ، ج د ه : الّزيدى ،
( 3 ) آ : مىبينيم ،
( 4 ) آ كلمهء « يا رب » را ندارد ،
( 5 ) ب : كه ذكريست مشبع ، آ : چنانك مشبع ذكريست ،
( 6 ) آ : نكردنى ؟ ؟ ؟ ، متن تصحيح قياسى است ، و استعمال هيأت « كردتى » براى شرطيّهء ماضى در آن عصر خصوصا در خراسان خيلى شايع بوده است ، رجوع كنيد بمقدّمهء حقير بر تذكرة الأولياء شيخ عطّار طبع مستر نيكلسن ص كا - كب ، ب ه :
نكرده بوديد ، ج : نكردهايد ، د : نكردى ،