تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
كه بر طرق و راهها وقوفى تمام داشت لشكر را بر راهى كه ممرّ نبود بيرون برد و آن راه را از آن وقت باز راه خانى گويند ، و در شهور سنهء تسع و اربعين و ستّماية وقت توجّه به حضرت منكو قاآن در مصاحبت امير ارغون گذر بر آن راه بود ، و در مقدّمه طاير بهادر ميرفت چون بكنار نور رسيدند بباغها گذار كرده « 1 » در شب درختها انداختند و نردبانها ساختند و پيش اسبان بازگرفتند و آهسته‌آهسته مىرفتند و ديدبان سور « 2 » برآنك اين جماعت كاروانيان‌اند تا برين شيوه بدر حصار نور رسيدند روز بريشان تيره و چشمها خيره شد ، حكايت زرقاء يمامه است كه كوشكى مرتفع ساخته بود و حدّت نظر او بغايتى كه اگر خصمى قصد او پيوستى از چند منزل لشكر ايشانرا بديدى و دفع و منع ايشان را مستعدّ و شكرده « 3 » شدى و خصمان را ازو جز حسرت بدست نبودى و هيچ حيلت نماند كه نكردند فرمود تا درختها با شاخها ببريدند و هر سوارى درختى پيش گرفتند و زرقا مىگويد عجب چيزى مىبينم شبه بيشهء در حركت روى بما دارند قوم او گفتند حدّت نظر مگر خللى پذيرفته و الّا درخت چگونه رود از مراقبت و احتياط غفلت كردند تا روز سيّم را لشكر خصمان برسيدند و غلبه كردند زرقا را دستگير كردند و بكشتند ، فى الجمله ارباب نور در بربستند و طاير بهادر رسولى فرستاد باعلام وصول پادشاه عالم‌گير و ترغيب بر انقياد و ترك عناد و اهواى اهالى نور مختلف بود و سبب آنك وصول پادشاه جهانگشاى چنگز خان را بنفس خويش تصديق نمىكردند و از جانب سلطان نيز احتياط مىنمودند و متردّد بودند بعضى برعيّتى و ايلى راغب و قومى متمرّد و راهب تا بعد از شد آمد ايلچيان بر آن قرار دادند كه اهالى نور ترتيب نزلى كنند و در مصاحبت رسولى به حضرت پادشاه وقت فرستند و اظهار مطاوعت و استيمان بندگى و متابعت
هامش
( 1 ) اين كلمه را فقط در د دارد ، ( 2 ) ج ه : نور ، ( 3 ) كذا فى آ ب د ، ج : مجدّ ، ه : بسيجيده ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 78 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى