تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و محاربت دايم تا غاير « 1 » با دو كس بماند و برقرار مجالدت مىكرد و پشت نمىنمود و روى نمىتافت و لشكر مغول در حصار رفتند و او را بر بام پيچيدند و او با اين دو يار دست ببند نمىداد و چون فرمان چنان بود كه او را دستگير كنند و در جنگ نكشند رعايت فرمان را بر قتل او اقدام نمىنمودند و ياران او نيز درجهء شهادت يافتند و سلاح نماند بعد از آن كنيزكان از ديوار سراى خشت به دو مىدادند چون خشت نماند گرد بر گرد او فرو گرفتند و بعدما كه بسيار حيلتها و حملتها كرد و فراوان مرد بينداخت در دام اسر آوردند و محكم بربست « 2 » و بندهاى گران برنهاد « 2 » و حصار و باره را با ره كوى يكسان كردند و از آنجا بازگشتند و آنچ از شمشير بازپس مانده بودند از رعايا و ارباب حرف بعضى را بحشر بردند و قومى را جهت حرفت و صناعت و در آن وقت چون چنگز خان از بخارا با سمرقند آمده بود متوجّه سمرقند شدند و غاير را در كوك سراى « 3 » كأس فنا چشانيدند و لباس بقا پوشانيد ،
چنين است كردار چرخ بلند * * بدستى كلاه و بدستى كمند

ذكر توجّه الش ايدى « 4 » بجند و استخلاص آن حدود ،

چون فرمان جهان مطاع شاه جهانگشاى چنگز خان بر آنجملت صادر
هامش
( 1 ) ب ج مىافزايد : خان ، ( 2 ) يعنى بربستند و برنهادند ، ( 3 ) د : دو كودك ، ( 4 ) ب د : الوش ايدى ، در حاشيهء ب : اسن ايدى ، ج : السن ايدى ، د : الوس اندى ؟ ؟ ؟ ، - سابق درa19 .fگفت كه چنگز خان پسر بزرگتر ( يعنى توشى ) را باستخلاص جند و بارجليغ كنت مأمور كرد و بعد درa28 .fنيز گويد كه توشى از جند مدد براى استخلاص خوارزم فرستاد و حال آنكه در اين فصل اصلا اسمى از توشى نمىبرد و تمام گفتگو از الش ايدى است ، در جامع التّواريخ طبع برزين ج 3 ص 68 - 72 در استخلاص جند و بارجليغ كنت و آن نواحى همه‌جا اسم توشى و الش ايدى را معا مىبرد و همين صواب است يعنى فتح اين نواحى بدست توشى و الش ايدى معا روى داد ،