تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
كلام و دعاوى ايشان اعتمادست و در وقت ابتداى كارى و مصلحتى تا با منجّمان موافقت ايشان نيفتد امضاى هيچ‌كار نكنند و بيمارانرا هم برين صفت « 1 » معالجت نمايند ، و در ختاى بت‌پرستى « 2 » بوده است رسولى بنزديك خان « 3 » فرستاده است « 4 » و توينان « 5 » را خواسته چون آمده‌اند هر دو قوم را در موازات يكديگر بداشته‌اند تا هركس كه غالب شود مذهب او اختيار كنند توينان « 5 » قراءت كتاب خود را نوم « 6 » گويند و نوم « 6 » معقولات كلام ايشان است مشتمل بر اباطيل حكايات و روايات ، و مواعظ نيك كه موافق شرايع و اديان هر انبياست در ضمن آن موجودست از احتراز از ايذا و ظلم و امثال اين و مجازات سيّآت بأحسان و اجتناب از ايذاى حيوانات و غير آن ، و عقايد و مذاهب ايشان مختلف است امّا غالب بريشان مذهب حلولى مشابهت دارد ميگويند اين خلق پيشتر ازين به چندين هزار سال بوده‌اند هركس كه امور خير كرد و بعبادت مشغول بود ارواح ايشان به نسبت افعال ايشان درجه يافته است از درجهء پادشاهى يا اميرى يا رعيّتى يا درويشى و آن جماعت كه فسق و فجور و قتل و تهمت « 7 » و ايذاى خلق كرده‌اند ارواح ايشان بحشرات و سباع و بهايم حلول كردست و بدان سبب معذّب‌اند ليكن غلبه جهل راست
تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ،
چون نوم بعضى خوانده‌اند قامان « 8 » بر جاى خشك گشتند و بدين سبب مذهب بت‌پرستى گرفتند و اكثر اقوام تتبّع نمودند ، و آن بت‌پرستان كه در طرف مشرق‌اند هيچ قوم ازيشان متعصّب‌تر نيست و مبغض‌تر « 9 » اسلام را ، و بوقو « 10 » خان در كامرانى روزگار مىگذاشت تا بوقت آنك درگذشت ،
هامش
( 1 ) آ : صف ، ب : صيغت ، د ه : صنعت ، ( 2 ) يعنى كيش بت‌پرستى ، ياء مصدريّه است نه تنكير ، ( 3 ) يعنى پادشاه ختاى ، ( 4 ) يعنى بوقو خان رسولى بنزد پادشاه ختاى فرستاد و توينان يعنى كهنهء كيش بت‌پرستى را خواسته و ايشان را با قامان بمناظره انداخت ، ( 5 ) آ : نوينان ؟ ؟ ؟ ، ب ج : نوئينان ، د ه : نوينان ، رجوع كنيد بص 10 ( 6 ) كذا فى جميع النّسخ ، ( 7 ) ب د ه : نميمت ، ج : نهب ، ( 8 ) ج : قاماآن ، ( 9 ) آ : مقص‌تر ، ج : ندارد ، ( 10 ) آ ب : نوقو ؟ ؟ ؟ ، ه ج : بوقا ،