مانند خرگاه جداجدا در هريك پسرى نشسته و در مقابل دهان هريك نايژهء آويخته كه به قدر حاجت شير مىدادى و بر زبر « 1 » خرگاهها دامى از نقره كشيده امراى قبايل بنظّارهء عجيب مىآمدند و از راه اكرام « 2 » زانوى خدمت مىزدند چون باد بريشان جست قوّتى يافتند و حركتى در كودكان پديد آمد از آنجا بيرون آمدند ايشان را براضعات تسليم كردند و مراسم خدمت و اعزاز تقديم نمودند چندانك از حدّ رضاع ترقّى كردند و در سخن آمدند از پدر و مادر پرسيدند ايشان را بدان درختها نشان دادند آنجا رفتند و خدمتى كه اولاد خلف والدين را كنند التزام نمودند و منبت اشجار را اعزاز و اكرام واجب داشتند درختها در سخن آمدند كه فرزندان شايسته كه بمكارم خصال آراسته باشند زين « 3 » شيوه سپردهاند و حقّ ابوين رعايت كرده عمر شما دراز باد و نام پاينده ، تمامت آن اقوام كه در آن حدود بودند نظّارهكنان خدمت بر موافقت پسران ملوك « 4 » مىداشتند تا بوقت بازگشت هر پسرى را نامى نهادند پسر بزرگتر را سنقر « 5 » تكين دوّم را قوتر « 6 » تكين سوّم را توكاك « 7 » تكين چهارم را اورتكين پنجم را بوقو « 8 » تكين ، بعد از مشاهدهء اين حالات شگفت اتّفاق كردند بر آنجملت كه ازيشان يكى را امير و شاه مىبايد ساخت كه ايشان فرستادهء بارى عزّ شأنهاند بوقو « 9 » خان را از پسران ديگر بحسن مشاهدهء صورت و متانت راى و رويّت زيادت يافتند و تمامت زفانها و خطّهاى طوايف مىدانست تمامت بر خانيّت او متّفق اللّفظ و الكلمه شدند و مجتمع گشتند و جشن ساختند و او را برتخت خانى نشاندند او بساط داد گسترد و صحايف ظلم طىّ كرد و حشم و خدم و خيل و خول « 10 » او بسيار شدند حقّ تعالى او را سه زاغ فرستاد كه همه
هامش
( 1 ) آ : بر زير ؟ ؟ ؟ ، ب : به زير ،
( 2 ) ب د : التزام ادب ، ج : التزام و ادب ،
( 3 ) ب ه :
اين ، ج د : ازين ،
( 4 ) ج اين كلمه را ندارد ،
( 5 ) ج : سنقور ،
( 6 ) كذا فى ب د ، آ : قوبر ؟ ؟ ؟ ، ج : ققتو ، ه : قور ،
( 7 ) كذا فى ج ، د : توكال ، آ : توكاك ؟ ؟ ؟ ، ب :
بوكال ؟ ؟ ؟ ، ه : بوكال ،
( 8 ) كذا فى آ د ه ، ب : توقور ، ج : توقق ،
( 9 ) ب : توقور ، ج : يوقا ، ه : بوقا ، آ : توقو ؟ ؟ ؟ ،
( 10 ) آ : خيول ،