نمايند ، دوستى حكايت گفت كه در عهد دولت قاآن « 1 » برين شيوه زمستانى شكار كردند و قاآن بر سبيل نظاره و تفرّج بر بالاى پشتهء نشسته بود حيوانات از هر صنفى روى بتختگاه او نهادند و در زير پشته بانگ و فرياد بر مثال دادخواهان برآوردند قاآن بفرمود تا همه حيوانات را اطلاق كردند و دست تعرّض ازيشان كوتاه ، و قاآن بفرمود تا ميان بلاد ختاى و موضع مشتاة « 2 » از چوب و گل ديوارى كشيدند و درها برنهادند تا از مسافتى بعيد شكارى بسيار بدانجا درآيند و برين شيوه شكار كنند ، و در حدود الماليغ و قناس « 3 » جغتاى نيز به همين شيوه شكارگاهى ساخته است ، و مثال جنگ و قتل و احصاء كشتگان و ابقاء بقايا هم برين منوال است و برين مثال حذو النّعل بالنّعل چه آنچ باقى گذارند در نواحى از آن درويشى چند معدود رنجور باشد ، و امّا ترتيب لشكر از عهد آدم تا اكنون كه اكثر اقاليم در تحت تصرّف و فرمان اروغ چنگز خان است از هيچ تاريخ مطالعت نيفتادست و در هيچ كتاب مسطور نيست كه هرگز هيچ پادشاه را « 4 » كه مالك رقاب امم بودهاند لشكر چون لشكر تتار ميسّر شدست بر شدّت صابر و بر رفاهيت شاكر در سرّا و ضرّا امير جيوش را مطواع نه بتوقّع جامگى و اقطاع و نه بانتظار دخل و ارتفاع و اين نوع بهترين رسومست در كار
هامش
( 1 ) يعنى اوكتاى قاآن بن چنگز خان ، و قاآن مطلق هميشه منصرف به اوست ،
( 2 ) كذا فى ج و هو الصّواب يعنى قشلاق و مصنّف سابق گفت كه موسم شكار در فصل زمستان بوده ، - آ : مشناه ؟ ؟ ؟ ، د : مشتاه ، ب : مشا ، ه و : مشاه ،
( 3 ) قناس يا قوناس ( ظ ) موضعى بوده در جوار الماليغ واقع در يورت جغتاى و ييلاقگاه او و اروغ او بوده است ، آ : قباس ؟ ؟ ؟ ، ب ه : قياس ، ج : قناس ؟ ؟ ؟ ، د : قاس ، - : « و مقام او ( يعنى جغتاى ) در قناس بود در جوار الماليغ » (b10 .f) ، - « و در الماليغ يكى بود از قرلقان قوناس بنفس خويش مردى شجاع نام او اوزار . . . » (a17 .f) ، - « و از قناس جغتاى [ بقوريلتاى در حركت آمد ] » (b40 .f) ، - « محطّ رحال و اولاد و لشكر او ( يعنى جغتاى ) از سمرقند تا كنار بيش باليغ مواضعى نزه رايق منزلگاه ملوك را لايق مربع و مصيف آن الماليغ و قوناس بود كه در بهار و تابستان با بستان ارم مشابهت داشتى » (b61 .f) .
( 4 ) ه و :
هرگز پادشاهان را ،