تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
مىنمايند تا از حلقه بيرون نروند و اگر ناگاه شكارى از ميانه بجهد سبب و علّت آن بنقير و قطمير و استكشاف نمايند و اميران هزار و صد و ده را « 1 » برآن چوب زنند و بسيار باشد نيز كه بكشند و اگر مثلا صفّ را كه نركه خوانند راست ندارند يا قدمى پيشتر يا بازپس نهند در تأديب او مبالغت كنند و اهمال ننمايند دو سه ماه شب و روز برين منوال رمهء گوسفند شكارى مىرانند و ايلچيان به خدمت خان مىفرستند و از احوال شكار و كمى و بيشى آن اعلام مىكنند كه بكجا رسيد و از كجا برميد تا چون حلقه به يكديگر رسد بر مقدار دو سه فرسنگ رسنها به يكديگر متّصل كنند و نمدها « 2 » براندازند و لشكر بر مدار دوش‌بدوش باز نهاده بايستند ميان حلقه صنوف وحوش در بانگ و جوش آمده و انواع سباع در زفير و خروش پندارند كه وعدهء
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
درآمد شيران با گوران خوگر گشته ضباع « 3 » با ثعالب مستأنس شده ذئاب با ارانب نديم آمده ، چون تضيّق حلقه بغايت كشد چنانك مجال جولان بر اوابد وحوش ممكن نباشد بابتدا خان با چند كس از خواصّ در ميان راند و يك ساعتى تير اندازند و صيد افكنند چون ملول شود هم در ميان نركه بر موضعى بلند نزول كنند تا چون پادشاه‌زادگان درآيند تماشاى آن هم بكنند و به ترتيب بعد ازيشان نوينان و امرا و عوامّ درآيند چند روز برين جمله باشد تا چون از صيد چيزى نماند مگر يكان و دوگان مجروح و مهزول پيران و سال‌خوردگان بر سبيل ضراعت پيش خان آيند و دعا گويند و بر ابقاى بقاياى حيوانات شفاعت كنند تا از موضعى كه به آب و علف نزديكتر باشد راه دهند و تمامت شكارى را كه انداخته باشند جمع كنند و اگر شمار و حصر و عدّ انواع حيوانات ممكن نشود بر شمار سباع و گوران اختصار
هامش
( 1 ) كذا فى نسخة الأساس ، و فى باقى النّسخ : هزاره و صده و دهه را ، ( 2 ) ب : بندها ، ( 3 ) ب ج : سباع ،