است كه اگر با معدن و كان آن برند يكى در دو بها زيادت آورد و كسى كه بدين موضع قماشى آورد زيره است كه بكرمان تحفه مىآرد و آب عمان را نوباوه و هركس ازيشان مزارع ساخته و زرّاع را در مواضع معيّن كرده و مأكولات فراوان شده و مشروبات چون آب جيحون روان بفرّ دولت روزافزون و سايهء حشمت همايون چنگز خان و اروغ او كار مغول از آن چنان مضايق و تنگى بامثال چنين وسعت و نيكى رسيده است و ديگر طوايف را همچنين كار با نظام گشته و روزگار قوام گرفته و هركس كه استطاعت آن نداشته كه از كرباس بستر سازد سودا با ايشان بيك نوبت پنجاه هزار و سى هزار بالش نقره و زر مىكند و بالشى پانصد مثقال است زر يا نقره و قيمت بالشى نقره درين حدود هفتاد و پنج دينار ركنى باشد كه عيار آن چهار دانگست ، حقّ تعالى اروغ او را بتخصيص منكو قاآنكه پادشاهى بس عاقل و عادل است سالهاى بىمنتهى در كامرانى عمر دهاد و شفقت او بر سر خلايق پاينده داراد ،
ذكر قواعدى كه چنگز خان بعد از خروج نهاد و ياساها كه فرمود
حقّ تعالى چون چنگز خان را بعقل و هوشمندى از اقران او ممتاز گردانيده بود و بتيقّظ و تسلّط از ملوك جهان سرفراز تا آنچ از عادت جبابرهء اكاسره مذكور بود و از رسوم و شيوهاى فراعنه و قياصره مسطور بىتعب مطالعهء اخبار و زحمت اقتفا بآثار از صحيفهء باطن خويش اختراع مىكرد و آنچ به ترتيب كشورگشائى معقود بود و بكسر شوكت اعادى و رفع درجهء موالى عايد آن خود تصنيف ضمير و تأليف خاطر او بود كه اگر اسكندر با استخراج چندان طلسمات و حلّ مشكلات كه بدان مولع بودست در روزگار او بودى از حيلت و ذكاى او تعليم گرفتى و از