رفتهء كار سابق خود را در تحقيق و تصحيح كتبى كه نيمهكاره مانده بود بار ديگر بدست بگيرد .
در طى اين سفر دوم بپاريس مرحوم قزوينى با خانمى ايتاليائى ازدواج نمود و از او دخترى آورد و اين خانم تنها عيال مرحوم قزوينى و آن دختر يگانه فرزند اوست .
نگارنده اگرچه از چندى قبل از آنكه موفق به مسافرت بفرنگستان شوم كتبا با مرحوم قزوينى مرتبط شده بودم ولى اولينبارى كه محضر ايشان را دريافتم در اوايل تابستان سال 1303 شمسى ( 1925 ميلادى ) در پاريس بود و از اين تاريخ تا سه سال و نيم بعد كه نگارنده از اين سفر اول خود بفرنگستان بطهران برگشتم غالبا با يكديگر بوديم و روزبروز رشتهء الفت و انس بين اثنين استوارتر و مؤكدتر ميگرديد و در اين ايام مرحوم قزوينى باتمام كار جلد سوم جهانگشاى جوينى كه يك مقدار به علت عادى نبودن اوضاع اروپا و مقدارى هم به جهت احتياط و وسواس آنمرحوم بكندى تمام پيش ميرفت مشغول بود .
در اواسط سال 1928 ميلادى اندكى قبل از مراجعت اينجانب از پاريس بطهران مرحوم عبد الحسين خان تيمور تاش وزير دربار ايران بپاريس آمد و براهنمائى جناب آقا حسين علاء كه در آنوقت سفير ايران در فرانسه بودند ديدنى از مرحوم قزوينى كرد . در اين جلسه كه روزى مقارن عصر در منزل مرحوم قزوينى با حضور آقاى علاء و مرحوم حاج حسين آقا امين الضرب رئيس اطاق تجارت طهران اتفاق افتاد نگارنده نيز حضور داشتم . در آنجا صحبت از اين شد كه اگر ممكن باشد كسى از طرف دولت ايران مأمور شود تا از بعضى از نسخ نادرهء فارسى و عربى موجود در كتابخانههاى اروپا يعنى از آنها كه در ايران نيست نسخههائى بردارد . مرحوم قزوينى گفت كه سهلترين و مطمئنترين طرق براى اين كار عكسبردارى از آنهاست چنان كه امروز در همهجاى عالم معمول و شايع است . اين پيشنهاد مقبول افتاد و مرحوم تيمور تاش در دفترچهء بغلى خود يادداشت كرد كه به رسيدن بطهران اعتبارى كافى از دولت بگيرد و آن را براى اجراى منظور فوق در اختيار مرحوم قزوينى بگذارد .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 8
مساهمون: عطا ملك جوينى
صمقدمهء مصحح ٨