تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 109

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٠٩
5 - الف « است » را وقتى كه بكلمات مختومه بحروف د ، ذ ، ر ، ز ، و ، آ ( يعنى بحروف لازمة الانفصال از ما بعد در كتابت ) متّصل باشد تقريبا بلا استثنا در كتابت حذف مىكند چون : مردست ، مأخوذست ، تيرست ، بازست ، آرزوست ، زيباست ، و در باقى موارد على السّواء گاه حذف مىكند و گاه اثبات چون : پنهانست و پنهان است ، و اين املا در طبع محفوظ است ، 6 - در اضافه يا وصف كلمات مختومه بالف خواه الف مقصوره خواه الف ممدوده خواه كلمات عربى خواه كلمات فارسى كه اكنون معمولا كسرهء اضافت يا توصيف را بر يائى ظاهر كنند بعد از الف چون : علماى اسلام ، عصاى چوبين ، خانهاى شهر ، در اين نسخه چهار طريقه معمول است اوّل ، اظهار كسرهء اضافت بر يائى بعد از الف برسم حاليّه چون : لواى اسلام ، اقصاى ديار مشرق ، عصاى قرار ( ورق
a
4 ) ، احصاى جماجم ( ور
b
22 ) ، لشكرهاى جرّار ( ور
a
94 ) ، درياى زخّار ( ور
a
22 ) و غيرها ، و اين طريقه در اين نسخه اغلبيّت دارد ، - دوّم ، اظهار كسرهء اضافت بر همزهء بعد از الف چون : غطاء شكّ ، غشاء ظنّ ( ور
b
3 ) ، احصاء كشتگان ( ور
b
7 ) ، لشكرهاء جرّار ، سالهاء مديد ( ور
a
94 ) ، و اين طريقه بعد از طريقهء اولى نسبة غالب است ، - سوّم ، اقتصار به وضع مدّى فوق الف و عدم اظهار كسرهء اضافت نه بر ياء و نه بر همزه چون : ماورآ النّهر ( بسيار مكرّر ) ، اقتضآ راى خود ( ور
b
6 ) ، و اين طريقه بسيار نادر است ، - چهارم ، عدم وضع علامتى در كتابت مطلقا نه ياء و نه همزه و نه مدّ چون : ابقا بقايا ( ور
b
7 ، يعنى ابقاء بقايا ) ، انتها مراحل ( ور
b
61 ، يعنى انتهاء مراحل ) ، بها الدّين و ضياء الدّين ( بسيار مكرّر ) ، و اين اندر وجوه است ، و ما در طبع بطور كلّى طريقهء اولى و در كلمات عربى در طىّ عبارات فارسى نادرا طريقهء ثانيه را مجرى داشتيم كما هو المتعارف فى عصرنا ، 7 - مدّى را كه اكنون فوق الفات مسبوقه بهمزه گذارند چون : آن