تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 108

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٠٨
نميتوان كرد براى اينكه عرب دائما و در جميع مواقع دال مهمله را بذال معجمه تعريب نمايد - برويم بر سر مطلب ، چون بناى طبع كتاب چنان كه گفتيم بر اين نسخه است و چون در اين نسخه جميع ذالهاى فارسى باستثناى بسيار قليلى دال مهمله نوشته شده است به طرز حاليّه ما نيز تعميما للقاعده جميع ذالهاى فارسى را در طبع دال مهمله نوشتيم ، 2 - بطور كلّى ( باستثناى بسيار قليلى « 1 » ) پ و چ و ژ و گ فارسى را مانند ب و ج و ز و ك عربى مىنويسد و در كتابت ما بين آنها هيچ فرقى نمىگذارد ، استثنا : پاك ، چشمه ، پر ، ژرف ( ورق
a
55 ) ، پر ، پريد ، پرى ( ور
b
25 ) ، پران ( ور
a
27 ) ، قراچه ( نام شخصى ، ور
b
37 ) ، قباچه ( نام شخصى ، ور
a
98 ) ، اوچه ( نام شهرى در سند ، ور
a
98 ) ، دژم ( ور
a
92 ) و نحو ذلك ، و ما در طبع دفعا للالتباس همه‌جا باء و جيم و زاء و كاف فارسى را پ ، چ ، ژ ، گ مىنويسيم به طرز حاليّه ، 3 - « كه » موصوله را كه در غالب نسخ قديمه « كى » با ياء مىنويسند در اين نسخه على السّواء گاه « كه » با هاء مخفيّه مىنويسد برسم حاليّه و گاه « كى » برسم قديم : هركس كى ايل مىشود ، و هركس كى ايل نشود ( ور
b
32 ) ، ديههاى ديگر كه مستخلص شده بود ( ور
b
20 ) ، هركس كى بانقياد پيش آمد ( ور
b
9 ) ، لشكرها كى در زوايا مانده باشند ( ور
b
84 ) و نحو ذلك ، و ما در طبع تعميما للقاعده مطلقا اين كلمه را « كه » مىنويسيم برسم حاليّه ، 4 - باء حرف اضافت فارسى را هرگز منفصل از ما بعد يعنى « به » ننوشته است بل هميشه آن را بكلمهء ما بعد كائنا ما كان متّصل نوشته است چون : بدست ، بروز ، باصفهان ، نه به دست ، به روز ، به اصفهان ، و اين املا مطلقا در طبع محفوظ است ،
هامش
( 1 ) اين استثنا فقط در پ و چ و ژ ديده شده است كه ندرة برسم حاليّه با سه نقطه مىنويسد ولى كاف فارسى را هرگز ديده نشده كه فرقى با كاف عربى گذارد بيكى از انحاء معموله يعنى يا يا گ ،