تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 106

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٠٦
مشكوكه و اسماء مغولى و تركى يعنى مخصوصا در مواردى كه تنقيط كلمات بل ضبط حركات آنها در نهايت لزوم بوده است ، خصايص رسم الخطّى اين نسخه - مهمّات خصايص رسم الخطّى اين نسخه از قرار ذيل است : 1 - باوجود توغّل اين نسخه در قدم ( سنهء 689 ) ذالهاى فارسى « 1 » كه در اغلب نسخ معاصره و متأخّره از اين تاريخ از جهانگشاى و غير آن الى حدود سنهء 800 هجرى همه‌جا ذال با نقطه مسطور است در اين نسخه غالبا ( باستثناى قليلى مثل جذا و كوذك و پذر و نيافريذ و نحو ذلك ) ذال بىنقطه مطابق تلفّظ كنونى ايران نوشته شده است ، و از اينجا ميتوان استنباط نمود كه معجم خواندن و نوشتن ذالهاى فارسى در جميع بلاد فارسى زبان تعميم نداشته است و ظاهرا اين نسخه در يكى از نواحى نوشته شده كه حتّى در آن عصر نيز غالب ذالهاى معجمهء فارسى را مانند كنون دال مهمله ميخوانده و مىنوشته‌اند و مؤيّد اين احتمال يعنى اينكه اعجام ذال فارسى در آن
هامش
( 1 ) ذال معجمهء فارسى در كلمات فارسى در دو موضع است : ( 1 ) هرگاه ما قبل آن متحرّك باشد چون آمذ و باشذ و بذ و بسّذ و موبذ و زمرّذ و نحوها كه بلا استثنا ذال معجمه است ، ( 2 ) هرگاه ما قبل آن يكى از حروف علّه باشد چون افتاذ و باذ و قباذ و آباذ و استاذ و بوذ و نموذ و بيذ و كشيذ و رسيذ و رفتيذ و گفتيذ و نحوها كه نيز بلا استثنا ذال معجمه است ، - امّا دال فارسى فقط در يك موضع است و آن وقتى است كه ما قبل آن ساكن و از حروف صحيح باشد چون مرد و كرد و آورد و دزد و مزد و پسند و كمند و غير ذلك كه بلا استثنا دال مهمله است ، و در بلاد فارسى زبان باستثناى بعضى نواحى كه در متن اشاره بدان شده است تا قرن ششم و هفتم بل هشتم هجرى ما بين دال و ذال فارسى تميز ميداده و فرق ميگذاشته‌اند هم در تلفّظ ( ظاهرا ) و هم در كتابت ( قطعا ) و در اغلب نسخ فارسى كه اكنون بدست است و قبل از قرن هشتم هجرى استنساخ شده است ذالهاى فارسى عموما با نقطه مسطور است ، ولى از حدود قرن هشتم هجرى ببعد بجهات نامعلوم بتدريج اين تمييز از ميانه برداشته شد و ذالهاى معجمه متدرّجا بدالهاى مهمله مبدّل شد و اكنون در ايران جميع ذالهاى فارسى را دال مهمله خوانند و نويسند باستثناى قليلى از كلمات چون گذشتن و گذاشتن و پذيرفتن و آذر و آذربايجان و غيرها ،