تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
بگيرد صدايش بسيط زمين * چو بيرون كند دست از آستين : 462 تويى زينت افروز روى زمين * تويى گوهر تاج چرخ برين : 647 به زير علمهاى ايشان زمين * چو خالى نهان در خط عنبرين : 472 پس از ديدنش چرخ را شد يقين * كه در خاك بود ست رفعت دفين : 647 فروزنده سنگى چو شمع يقين * برو نقش پاى شه هشتمين : 460 ز بالاى اين قصر دولت قرين * به گردون بزرگى فرو شد زمين : 647 مخمّر شد از بهر تعمير اين * چو اب و گلش آسمان و زمين : 648 در آهن چنان غوطه زد مرد كين * كه چشمش چو مقراض شد آهنين : 470
« و »
لواى سيه بود در فوج او * چو بحرى كه عنبر بود موج او : 472 گشته‌ام اين باغ پر از رنگ و بو * يك گل رعناست شب و روز او : 2 گر انديشه پويد ره فرض او * نبيند به طول زمان عرض او : 469 جوانى بود يك گل باغ او * از اين روى دوران بود داغ او : 648 در آن دم كه با خصم شد روبه‌رو * بود عاشقى جنگ معشوق او : 462
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 822 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق