به هر سو شتابد از آن جايگاه * شود حلقهء لشكرى دام راه : 468
زهى خانهء شاه عالم پناه * كه هستى تو بر خانها پادشاه : 646
خسرو فيروز فلك دستگاه * شاه فلك مرتبه عباس شاه : 9
هست بر صيد تنگ دام نگاه * گر فرازد به آسمان خرگاه : 679
برون راند چون از صفاهان سپاه * شدش دولت آباد آرامگاه : 444
مىجهد پران بدانسان ناوك شاه از دو صيد * كز دو عينك نگذرد صاف آن چنان نور نگاه : 593
كه از تاب خورشيد رخسار شاه * گرفتست دستى به پيش نگاه : 649
به اندازهء بحر نبود شناه * تصور درو كم بود چون نگاه : 647
به جايى رسيدى به اقبال شاه * كه افلاك را از سرافتد كلاه : 646
چو دربار چاچى كمان رفت شاه * تو گفتى كه در برج قوس است ماه : 592 ، 697
ز دريوزهء مهر رخسار شاه * پر از نور كردست كشكول ماه : 648
به روى مسند شاهى شهنشاه * فروزان گشته چون بر آسمان ماه : 671
بدارش بر اورنگ اقبال و جاه * بدور فلك تا بود مهر و ماه : 744
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 824
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٨٢٤