درخشان شده از علمها سنان * چو در تيره شب گردش اختران : 472
بود اين بوستان خلد عنوان * بناى پادشاه ملك ايران : 704
كس از بينندگان كم ديده زينسان * چراغان در چراغان در چراغان : 671
فزونست وزنش ز كوه گران * كه از سايهاش خاك دارد فغان : 463
ساخته از لطف ، پى خاكيان * چار حد باغچهء كن فكان : 2 ، 451
به عزم صيد بيرون رفت از عشرتگه اشرف * كميتش را به روى تپه [ ها ] آورد در جولان : 549
از آن رو ندارد بهارش خزان * كه نگذشته بر سبزهزارش زمان : 458
بماند ازو جاى چون كهكشان * بپيچد صدايش چو در آسمان : 463
چو بردارد از جاى گرز گران * به دستش بود گردش آسمان : 474
ز تيرش مشبك دل دشمنان * كمانش به پرزورى آسمان : 474
شه صاحبقران عباس ثانى آنكه از دستش * شود لبريز گوهر جيب دشت و دامن عمان : 549
چمن باشد ز خاك او نمايان * چو از دل ياد خط سبز جانان : 701
گرفته به اقبال صاحبقران * زمين را سپه ، آسمان را سنان : 469
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 819
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٨١٩