تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
روز اول كرد قزوين جبر نقصانهاى خويش * همچو مخمورى كه يك جامش برآرد از خمار : 555 با بدان نيكى بدى بارآورد اى هوشيار * آب حيوان در مزاج مار گردد زهرمار : 575 شدى كوى خاك از سنان سوار * پر از خار مانند بار چنار : 470 در آب او چو ماهى گشته سيّار * ز عكس گل فلوسش گشته دينار : 702 داشت گويا روز استقبال ، شه را در نظر * بوى گل وقتى كه شد بر باد نوروزى سوار : 555 چه منزل همه سنگ و خاكش بهار * هوايش خوش و آبها خوشگوار : 455 ز پر چشمگى بود آن كوهسار * ز سر تا به پا همچو ابر بهار : 456 يك ورق از دفتر او روزگار * يك گل خودروست ز باغش بهار : 451 عروسى بود پاى تا سرنگار * بهشتى بود چار فصلش بهار : 648 مژده قزوين را كه شد رايات منصور آشكار * نوبهار ديگر آمد ، رفت اگر فصل بهار : 555 باطن او ز جوش گل سرشار * چون رگ شاخ گل به فصل بهار : 670 سپه موج زن بود در دشت و غار * چو سيلاب پرگل به فصل بهار : 445 سرخ گرديده برگ برگ چنار * چون گل آتشى به فصل بهار : 547